غلبه بر فتنه در منطقه

سعدالله زارعی نمایه

نه ملتی که برای رسیدن به حقوق خود مبارزه می‌کند. به حاشیه می‌رود و نه جبهه مقاومت از اظهارات ترامپ پیروی خواهند کرد.

، «سعدالله زارعی» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:

آمریکا، رژیم اسرائیل و عربستان توأمان دو نوع نگرش را بازتاب می‌دهند یک نگرش مبتنی بر ابراز نگرانی عمیق و یک نوع نگرش مبتنی بر توسل به اقدامات جسورانه در مواجهه با مسایل منطقه. در این میان «لحن تند» و «اقدامات غیرمترقبه» نقشه راه این سه دولت را تشکیل می‌دهند، اقدام اخیر ترامپ در اعلام قدس به ‌عنوان پایتخت اسرائیل، راه‌اندازی جنگ سعودی علیه مردم یمن، اقدامات محدود نظامی اسرائیل علیه حزب‌الله در سوریه در این راستا صورت گرفته‌اند. به نظر می‌آید این روش طی ده- دوازده سال آینده در منطقه ما جریان داشته باشد. این موضوع نیاز به تجزیه و تحلیل و نیز ارزیابی دارد:


۱- نگرانی از ایران بدون تردید در هر سه پایتخت وجود دارد و این نگرانی هم واقعی است و ابراز آن هم فقط تلاشی «ایران هراسانه» نیست هر چند نمی‌توان کتمان کرد که یک رویه ثابت مبتنی بر تولید هراس از ایران از سوی این کشورها وجود دارد: اما آنچه در این پایتخت‌ها احساس می‌شود، احساسی کاذب نیست. ایران از حیث زیرساخت‌های سیاسی و امنیتی در منطقه و نیز از نظر زیرساخت‌های فرهنگی در سطح جهان، نگرانی‌های بزرگی برای آمریکا، اسرائیل و عربستان پدید آورده است و از قضا در این موارد آنان هیچ بدیل و نیروی مقابلی ندارند تا امیدی به برون رفت از مخمصه سیاسی، امنیتی و فرهنگی که با آن مواجه شده‌اند، داشته باشند و از این رو بحث را به میدان‌های دیگر برده‌اند؛ بحث از موشک، نفوذ منطقه‌ای و نوع رفتار با مخالفان داخلی خود.


بحث از موشک‌های ایران طی ده سال گذشته ترجیع‌بند اظهارات مقامات این سه دولت بوده کما اینکه بحث از نفوذ منطقه‌ای ایران به گونه‌ای که در تضاد با امنیت و منافع دیگران دیده شود، همواره از سوی آنان مطرح بوده و رفتار حکومت ایران با مخالفان داخلی خود نیز یک ضلع غیر قابل چشم‌پوشی از هندسه اتهامات ایران از سوی سران این کشورها بوده است. بحث از نفوذ منطقه‌ای ایران و تهدیدآمیز نشان دادن آن برای آن نیست که از آثار منفی چنین نفوذی علیه منافع ملی خود بکاهند بلکه برای آن است که ایران اساساً چنین قدرتی نداشته باشد و در یک افق بالاتر، اساساً در منطقه چنین نفوذ مستقلی وجود نداشته باشد.

اگر دولت سعودی نگران پیامدهای منفی نفوذ ایران در منطقه بود، با ایران وارد گفت‌وگو می‌شد و به فرمولی فکر می‌کرد که در آن ایران قدرت نفوذ دارد ولی بخشی از این قدرت نفوذ در راستای حل مشکلات عربستان در منطقه که کم هم نیستند به کار گرفته شود. اما ریاض که به راحتی با مخرب‌ترین قدرت منطقه یعنی رژیم صهیونیستی کنار می‌آید و همکاری می‌کند، به هیچ وجه به گفت‌وگو با ایران نمی‌اندیشد. چرا؟ برای اینکه مسئله ما در چشم‌انداز منطقه‌ای رفع موانع شکل‌گیری «منطقه‌ای مستقل» و مسئله عربستان در چشم‌انداز منطقه‌ای باز گرداندن منطقه به شرایط پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است کما این که محمد بن سلمان اخیراً از ضرورت بازگشت منطقه به شکلی از اسلام که نقشی در هویت‌دهی به منطقه نداشته باشد، سخن گفت.


در بحث موشک‌ها نیز تبلیغات بر مبنای خطرناک بودن آن استوار است و صد البته برای آمریکا، اسرائیل و عربستان خطرناک نیز هست اما این خطر به خاطر نفس موشک‌ها نیست. اگر این بود، برای آن راه روشنی وجود داشت؛ مذاکره یا دست زدن به اقدام مشابه یعنی تلاش برای دستیابی به فن‌آوری موشک و این درست در حالی است که سال‌هاست جمهوری اسلامی نسبت به خرید حجم گسترده‌ای از جنگ‌افزارهای «بسیار حساس» از سوی عربستان سکوت کرده و هیچ‌گاه آن را تهدیدی برای امنیت ملی خود نخوانده است. پس کاملاً واضح است که بحث از موشک‌های ایران بحث از یک سطح از توانمندی نظامی ایران نیست بحث این است که یک قدرت منطقه‌ای، بر مبنای شکل‌دهی به منطقه‌ای مستقل به یک سلسله تلاش هوشمندانه دست زده است که نتیجه آن به وجود آمدن منطقه‌ای غیر از منطقه قبل است.

این موضوعی نیست که از نظر این «مثلث نگران» قابل عبور باشد اما خب به‌طور طبیعی از سرانجام این منازعه گرم کمتر حرف می‌زنند. چرا که پیدایی یک منطقه مستقل و اسلامی چیزی نیست که به غیر از خود این‌ها، کسی از آن بترسد و فعالیت ایران در این مسیر را دخالت در کار دیگران بداند بلکه این چیزی است که حداقل از زمان اشغال فلسطین که با میدان‌داری انگلیس روی داد، به‌صورت یک آرزو، مد نظر مسلمانان منطقه بوده است آرزویی که اخوان و آباء همین ملک سلمان و اسلاف پلید همین نتانیاهو و ترامپ آن را تباه کرده‌اند.


در این میان یک نکته اساسی هم این است که آیا ما می‌توانیم با مذاکره و گفت‌وگو چنین حس و حالی را از سران مثلث واشنگتن، تل‌آویو و ریاض بگیریم و با آنان به نگاهی نزدیک که سایه اقدامات و اظهارات تهدیدآمیز را از سر منطقه رفع کند، برسیم. بعضی‌ها با ساده‌سازی صورت مسئله می‌گویند اگر ما ادبیات خود را از وجه تند و قهرآمیز به ادبیات آرام و احترام‌آمیز اصلاح کنیم و یا اگر به رفت و آمدهای دیپلماتیک خود بیفزاییم و در حوزه دیپلماسی سخن گفتن و مراوده براساس هنجارهای مشترک بین‌المللی را مد نظر قرار دهیم، می‌توانیم شرایط بین خود را دگرگون کرده و به وضعی آرام‌تر دست پیدا کنیم. بعضی هم معتقدند سطحی از تنزل ایران در پرونده‌های منطقه‌ای و سپردن بعضی از امور سیاسی و امنیتی منطقه به آمریکا یا عربستان شرایط بین ما و آنان را دگرگون می‌کند. اما واقعیت چیست؟


واقعیت این است که کسانی که از این سه منظر سخن می‌گویند، از دل خویش خبر می‌دهند نه از دل آمریکا، اسرائیل و عربستان. گیر این سه، ادبیات مسئولین ایرانی نیست چرا که آنچه در تندترین عبارت به کار می‌بریم هنوز با واقعیت پلید آنان و سابقه جنایت‌باری که در منطقه ما دارند، فاصله بسیاری دارد، دیگرانی هم در دنیا با ادبیاتی بسیار تندتر با آنان سخن گفته‌اند. در خصوص رفت و آمد دیپلماتیک و دیپلماتیک لین که هیچ گاه کسی بر ضرورت آن تردید نداشته است هم می‌توان گفت زیر ساخت رسیدن به توافق بین دو یا چند دولت، مذاکره نیست بلکه منافع مشترک و یا تهدیدات مشترکی است که اطراف قضیه روی آن‌ها توافق دارند.

در اینجا ما می‌توانیم از «منافع واقعی» و «تهدیدات واقعی» سخن بگوییم و برای آن‌ دهها استدلال منطقی بنماییم و به‌طور واقعی هم آنچه ما از آن به منافع یا تهدیدات سخن می‌گوییم برای طرف یا طرف‌های مقابل منفعت و تهدید باشد، مثل تروریزم و پیامدهای آن. اما زمانی که اسرائیل، آمریکا و عربستان، ایران را بزرگ‌ترین تهدید و از بین بردن آن را بزرگ‌ترین منفعت و ضرورت به حساب می‌آورند، جایی برای نشان دادن منفعت واقعی و یا تهدید واقعی باقی نمی‌ماند.


اما اگر ما بخواهیم از طریق کنار کشیدن از حمایت از بعضی از ملت‌های مظلومی که در زیر فشار نظامی این مثلث شوم هزاران شهید و مجروح و میلیاردها دلار هزینه داده‌اند، به تفاهم با آمریکا، اسرائیل و عربستان برسیم این هم شدنی نیست. چرا که از یک سو ملت‌های منطقه کشورهای خود و سرنوشت آینده‌شان را به ما نفروخته‌اند تا برای ما امکان واگذاری آن فراهم باشد و از سوی دیگر اساساً این مثلث با خود ما کار دارند نه فقط آنچه در آن دارای موقعیت‌هایی هستیم. نشانه آن هم این است که در همان زمان که علی عبدالله صالح بر یمن و صدام حسین بر عراق حکومت می‌کردند و هیچ خبری از انصارالله در یمن، جنبش مردمی اسلامی در بحرین و این حد از روابط استراتژیک بین ایران و سوریه و این حد از قدرت حزب‌الله لبنان وجود نداشت، «عزم تغییر ایران» در این سه دولت به‌طور جدی وجود داشت.


۲- اما سرانجام این مناقشه داغ وجودی به کجا خواهد انجامید؟ بعضی می‌گویند همه حرف‌های شما را درباره ذاتی بودن تعارض آمریکا علیه ایران و تلاش آمریکا برای براندازی حکومت ایران را قبول داریم اما از آنجا که روند کنونی به رویارویی گرم نظامی بین ایران و این مثلث منجر می‌شود بنابراین باید فتیله مخالفت با آمریکا، اسرائیل و عربستان را پایین بکشیم و امنیت مرز و درون جغرافیای خود را ترجیح دهیم. در این نظریه ما به جای بر دوش کشیدن «پرچم قدس» می‌توانیم آن را مسئولیت سازمان همکاری‌های اسلامی بدانیم و خود در عداد یکی از اعضای آن کاری را انجام دهیم که دیگران انجام می‌دهند.


واقعیت این است که مناقشه این مثلث با ایران در صحنه عمل به درگیری نظامی منجر نمی‌شود چرا که در تحلیل و ارزیابی انفرادی و اشتراکی آنان امکان پیروزی نظامی بر ایران وجود ندارد. ما به‌خوبی می‌دانیم که آمریکا به هیچ وجه نمی‌خواهد با ایران درگیر شود و این در حالی است که رژیم‌های صهیونیستی و سعودی درگیری نظامی علیه ایران را به آمریکا احاله کرده و خود را ناتوان از آن می‌دانند. اما رها کردن پرونده فلسطین و پنهان شدن دولت ایران پشت عنوان سازمان همکاری‌های اسلامی مشکلی را حل نمی‌کند چرا که در این صورت از یک سو ایران در موضع نامتعارض دیده می‌شود چه اینکه رهبر معظم انقلاب اسلامی، مردم ایران و بخصوص جامعه عظیم مذهبی و نهادهایی مثل سپاه پاسداران چنین کادری را برنمی‌تابند و این به حاشیه رفتن سیاست‌های مبتنی بر تسلیم منجر می‌شود و از سوی دیگر کنار کشیدن ما از مسئولیتی که دست‌کم چهل سال بر آن تأکید کرده‌ایم، نشانه واضحی از ضعف ما خواهد بود و در این صورت قدرت‌های خشمگین و کینه‌توز به رابطه‌ای عادی با کشوری که ضعیف دیده شده است، رضایت نمی‌دهند و تا انهدام کامل آن از پا نمی‌نشینند.


راه ما و منطقه کاملاً روشن است و در سرگذشت آن نیز ابهامی وجود ندارد. مثلث شومی که در حال فریاد زدن است و می‌خواهد توانا دیده شود، بشدت نگران است و این نگرانی ناشی از تحلیل غلط نیست و از این رو هیچ مانور سیاسی او را از موضع مخالفت جدی با جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت خارج نمی‌کند. وضع ما هم روشن است ما در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا امروز در پرونده‌های مختلف به پیروزی‌های پیاپی رسیده‌ایم و چون صحنه تغییر نکرده و دشمنان ما هم نه در تعداد و نه در توانایی فزونی نگرفته‌اند، شکست‌های دیگری خواهند خورد. آمریکا اگر چه وانمود کرده است که در پرونده فلسطین حرف اول را می‌زند اما واقعیت این است که توان تغییر پرونده فلسطین را ندارد.

نه ملتی که برای رسیدن به حقوق خود مبارزه می‌کند. به حاشیه می‌رود و نه جبهه مقاومت از اظهارات ترامپ پیروی خواهند کرد. بر این اساس می‌توانیم با قاطعیت زیادی بگوییم روند با شتاب بیشتر در جهت محو نفوذ آمریکا در منطقه و محو دولت‌های اسرائیل و سعودی ادامه می‌یابد.

ریاض در برابر صنعا؛

سوت موشک انصار الله در مسکو شنیده شد/ آشفتگی سعودی‌ها از معادلات جدید جنگ یمن

تصاویر از لحظه شلیک موشک «برکان» یمنی ها

سوت موشک انصار الله در مسکو نیز شنیده شد، کرملین که دیروز از انتقال سفارت خود از صنعا در یمن به ریاض سخن گفته بود، بار دیگر فعالیت‌ها و تماس‌های موجود بین مسکو و انصار الله را از سرگرفت.

 - گرچه برخی سیگنال‌های داخلی از اصابت موشک شلیک شده توسط انصار الله یمن به کاخ الیمامه و سانسور شدید رسانه‌ای  در مورد این عملیات در این کشور حکایت دارد، اما فارغ از اینکه این موشک به هدف اصابت کرده یا توسط سامانه آمریکایی ضد موشک پاتریوت هدف قرار گرفته، موازنه قدرت را در معادلات نظامی جنگ یمن جابجا کرده است. موشک یمن حتی اگر کاخ الیمامه را در زمان جلسه سران سعودی تخریب نکرده باشد، هیبت سعودی ها و دست برتر نظامی این رژیم در معادلات هوایی را منهدم کرد.

دفتر وزارت خارجه آمریکا که پیش از این با نمایشی مضحک، تلاش داشت، موشک شلیک شده پیشین از یمن به ریاض را موشکی ایرانی نشان دهد، بار دیگر بلافاصله پس از شلیک موشک به هدفی راهبردی دفتر ریاض وارد عمل شد و این اقدام نیروهای انصار الله را محکوم کرده و خواستار راه حل سیاسی بحران یمن شود.

وزارت خارجه آمریکا توضیح نداد که طی سه سال گذشته که دست کم ۱۳ هزار غیر نظامی یمنی در حملات موشکی ائتلاف سعودی جان خود را از دست داده اند و بیش از ۲۲ هزار نفر دیگر نیز زخمی شده اند، چرا خواستار رسیدن به راه حل سیاسی نبوده است؟ آمریکا که به ادعای خودش موشک منهدم شده از یمن به ریاض را محکوم کرده است، توضیح نداده که چرا در مورد حملات موشکی ریاض به یمن که باعث تخریب ۱۵ فرودگاه، ۱۴بندر، ۸۸۳ مسیر و پل مواصلاتی، ۱۶۸۴ موسسه دولتی، ۸۹۹ مدرسه، بیش از ۴۰۹ هزار منزل آسیب دیده و منهدم شده و  ۶۷۴ مسجد شده، اقدام فوری در جهت راه حل سیاسی بحران انجام نداده است.

بیانیه وزارت خارجه آمریکا در حالی نسبت به اوضاع انسانی پیچیده یمن ابراز نگرانی شدید کرده که متحد اصلی این کشور یعنی عربستان تمامی گذرگاه‌های یمن بجر بندر الحدیده را مسدود کرده و حتی از این بندر نیز جلوی ورود ۷ کشتی حامل مواد سوختی و دارویی را برای ملت یمن گرفته است.

شنیده شدن سوت موشک انصار الله در مسکو

سوت موشک انصار الله اما در مسکو نیز شنیده شد، ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه روز گذشته از انتقال سفارت این کشور از صنعا در یمن به ریاض سخن گفت و اعلام کرد که فعالیت سفارت مسکو در صنعا، پایتخت یمن به حالت تعلیق درآمده و تمام کارکنان این سفارت به عربستان سعودی منتقل شده‌اند. این درحالیست که پس از حمله موشکی انصارالله به ریاض روسیه بار دیگر فعالیت‌ها و تماس‌های موجود بین مسکو و انصار الله را از طریق سفارت خود در صنعا از سرگرفت. مسکو اعلام کرده بود که حضور دیپلماتیک خود در یمن را معلق کرده و عناصر هیئت دیپلماتیک خود را به علت اوضاع انسانی موجود در صنعا پایتخت یمن به صورت موقت به ریاض منتقل خواهد کرد. همچنین سازمان ملل متحد نیز اعلام کرد که دفاتر سیاسی و دیپلماتیک خود در یمن را مسدود نخواهد کرد. این موضوع نشان می دهد که قدرت های بزرگ غربی که از سعودی ها در جنایت ضد ملت یمن حمایت می کنند، امیدی به نتیجه نظامی این جنگ و پیروزی سعودی ها در آن ندارند و تلاش خواهند کرد از طریق فشار دیپلماتیک دیکته های خود را به ملت یمن تحمیل کنند.

پیام موشک برکان ۲ مخابره شد

درست است که با وجود شنیده شدن صدای انفجار و دیده شدن دود در ریاض، مقامات آل سعود اعلام کردند که موشک برکان ۲ به هدف اصابت نکرده و سامانه ضد موشکی پاتریوت آن را منهدم کرده است، اما پیام این موشک به گوش طرف‌های مربوطه رسید. عملیات اخیر و همزمانی آن با نشست سران سعودی در کاخ الیمامه نشان داد که جنبش انصار الله علاوه بر در اختیار داشتن موشک‌های دقیق با برد لازم، ذخایر اطلاعاتی کافی برای هدف قرار دادن مراکز حساس و راهبردی عربستان در زمان های مناسب را دارد.

معادلات بازدارندگی جدید در جنگ یمن

انصار الله با شلیک موشک بالستیک خود به عمق عربستان سعودی که نشان از دقت هدف‌گیری موشک‌های این جریان دارد، معادله بازدارندگی جدیدی را ایجاد کرد که بنا به تعبیر رهبر انصار الله میزان برد این موشک ها گسترده و مستمر خواهد بود و دست برتر آن به مناطق دیگر نیز خواهد رسید.

در شرایطی که ائتلاف بین‌المللی متجاوز به یمن تلاش دارد با تشدید سیگنال‌های میدانی و سیاسی ، ضمن افزایش حملات موشکی خود ضد غیرنظامیان بی‌دفاع این کشور، به خیال خود انصار الله را به خاطر کشتن علی عبدالله صالح مزدور سعودی ها مجازات کند، اما موشک یمن به ریاض نشان داد که جنگ را در مرحله دفاعی پیچیده‌تری آغاز کرده و از معادله بازدارندگی جدیدی در روند مبارزه با متجاوزان خبر می‌دهد. موشک جدید نشان داد که هر نوع ماجراجویی جدید عربستان برای این کشور بدون هزینه نخواهد بود.

معادله بازدارندگی جدید نشان می‌دهد که پایداری ملت یمن در برابر تجاوز سعودی آمریکایی با پایان هزار روز اول متفاوت از قبل خواهد بود. این را می‌توان از بیانیه‌ای متوجه شد که جنبش الحوثی در خصوص عملیات موشکی خود ضد کاخ الیمامه منتشر کرده است. در این بیانیه آمده است که کاخ‌های رژیم آل سعود و تمامی تأسیسات نظامی و نفتی این رژیم در معرض هدف موشک‌های انصار الله قرار دارد.

نیروهای مقاومت یمنی تأکید کردند که چتر حمایتی آمریکا و نظام بین‌الملل از رژیم مجرم آل سعود نمی‌تواند جلوی ملت یمن برای ورود به این درگیری را بگیرد.

شانتاژ تبلیغاتی سعودی- آمریکایی تاثیری بر معادلات میدانی ندارد

در سایه معادلات جدید، تکرار ادعاهای تبلیغاتی سعودی آمریکایی ضد انصار الله و ایران طبیعی به نظر می‌رسد، اما همانطور که این شانتاژ تبلیغاتی در گذشته تأثیری بر روند موازنه میدانی جنگ نداشته، این بار نیز فاقد اعتبار خواهد بود. سعودی ها که در مهار قدرت نیروهای مقاومت یمن ناکام مانده اند، تلاش دارند، از طریق فشار بر ایران، انصار الله را مجبور به توقف حملات انتقام جویانه خود کنند. آنها در عین حال حملات موشکی خود ضد شهروندان بی گناه را نیز برای همین منظور دنبال می کنند، به عنوان مثال بر اساس آمارهای رسمی که رابرت کولفیل سخنگوی کمیساریای عالی حقوق بشر در سازمان ملل مطرح کرده، تنها طی دو هفته گذشته ۱۳۶ غیر نظامی یمنی در حملات موشکی عربستان جان خود را از دست داده اند. البته قطعا این حملات نتیجه معکوس خواهد داشت.

پیش بینی می شود که مرحله آینده جنگ یمن، مرحله ای جدید از معادلات بازدارنده و جنگ موشکی مبتنی بر معادله "ریاض در برابر صنعا" باشد. عبدالملک الحوثی در سخنرانی اخیر خود از این معادلات پرده برداشت و گفت: شما صنعا را موشک باران کنید و ما نیز ریاض و ابو ظبی را موشک باران می کنیم. شما به کاخ ریاست جمهوری در صنعا حمله کنید و ما نیز موشک های بالستیک خود را به کاخ الیمامه در ریاض می‌فرستیم. شما تأسیسات حیاتی ما را موشک باران کنید و ما نیز با شما مقابله به مثل خواهیم کرد. هر اندازه که تجاوز شما افزایش پیدا کند ، صبر و ثبات و اراده ما نیز برای استفاده از تمامی ابزارهای دفاعی افزایش پیدا خواهد کرد.

آیت الله حائری شیرازی به دیار باقی شتافت:

 

حائری شیرازی

آیت‌الله حائری شیرازی،‌استاد برجسته اخلاق و عضو سابق مجلس خبرگان رهبری ظهر امروز به علت بیماری دار فانی را وداع گفت.

به گزارش رویکرد، آیت الله محی الدین حائری شیرازی نماینده سابق مردم شیراز در مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه سابق شیراز، با دار فانی وداع گفت.

معظم له که از چندی پیش، به علت بیماری در بیمارستان بستری بودند، ظهر امروز در 81 سالگی دعوت حق را لبیک گفتند.

از مردم قدرشناس ایران اسلامی بخصوص اهالی قم و فارس دعوت می شود در مراسم تشییع معظم له، فردا صبح ساعت 9 مسجد امام حسن عسگری  (ص) به سمت حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها حضور به هم رسانند.

مؤلفه‌های سیاست غرب آسیایی فرانسه

سالار نامدار وندایی/ کارشناس حوزه سیاست و امنیت بین الملل

غرب آسیا ازجمله معدود مناطقی در جهان است که بازیگران فرا منطقه‌ای نقشی هم تراز یا بعضاً بیشتر از بازیگران داخل منطقه دارند. فرانسه یکی از بازیگران فرامنطقه ای است که منافع خاصی را برای خود در غرب آسیا تعریف کرده است.

خارجی فرانسه1 - مؤلفه‌های سیاست غرب آسیایی فرانسه
– غرب آسیا ازجمله معدود مناطقی در جهان است که بازیگران فرا منطقه‌ای نقشی هم‌تراز یا بعضاً بیشتر از بازیگران داخل منطقه دارند. یکی از عوامل بی‌ثباتی پایدار و تقریباً دائمی این منطقه نیز تا حدود بسیار زیادی به نقش‌آفرینی و دخالت بازیگران فرا منطقه‌ای برای تحصیل منافعشان برمی‌گردد. نکته‌ای که یکی از ابعاد سیاست خارجی اصولی جمهوری اسلامی ایران را برای کاهش دخالت و قطع نفوذ قدرت‌های فرا منطقه‌ای به خود متوجه کرده است. فرانسه یکی از بازیگران فرا منطقه‌ای است که منافع خاصی را برای خود در غرب آسیا تعریف و البته با روشی متفاوت‌تر از دیگران پیگیری می‌کند. این کشور سعی دارد تا از هر مسئله‌ای که مربوط به این منطقه می‌شود، بیشترین بهره‌برداری را در راستای منافع خود به عمل آورد. ورود مستقیم در جنگ یمن به نفع عربستان سعودی[۱]درحالی‌که موضع کلی اروپا حمایت از راه‌حل سیاسی برای بحران این کشور بود و یا انجام اولین دیدار با مقامات اقلیم کردستان عراق پس از همه‌پرسی ۲۵ سپتامبر[۲] درحالی‌که اتحادیه اروپا در ظاهر روی خوشی به انجام همه‌پرسی در این مقطع زمانی نشان نمی‌داد[۳] حکایت از روش خاص فرانسه برای پیگیری منافع خود در منطقه غرب آسیا دارد.

 

فرانسه برای پیشبرد سیاست غرب آسیایی خود، تقسیم‌بندی نانوشته‌ای را از بازیگران این منطقه انجام داده است که اولاً ماهیتی اقتصادی و تجاری دارد و ثانیاً از منطق صفر و یکی تبعیت نمی‌کند.

 

نگاه فرانسوی به بازیگران غرب آسیا؛ از متحدان تا مشتریان بالقوه و بالفعل

فرانسه برای پیشبرد سیاست غرب آسیایی خود، تقسیم‌بندی نانوشته‌ای را از بازیگران این منطقه انجام داده است که اولاً ماهیتی اقتصادی و تجاری دارد و ثانیاً از منطق صفر و یکی تبعیت نمی‌کند. به عبارتی روشن‌تر این کشور با طراحی سطح دوم بازی برای خود، این امکان را فراهم کرده است تا حتی اگر در سطح اول -که در قالب اتحادیه اروپا و غرب، نقش‌آفرینی می‌کند- مجبور به ترک منافع اقتصادی شود، در سطح دوم به‌صورت منفرد بتواند به نحوی جبران نماید. به این اعتبار و به گفته فردریک آنسل استاد علوم سیاسی فرانسوی، «فرانسه تنها یک متحد در منطقه خلیج‌فارس دارد که امارات متحده عربی است و چند مشتری که پادشاهی‌های خلیج‌فارس ازجمله عربستان سعودی را شامل می‌شود که مشتریان بالفعل هستند و نه مشتریان بالقوه مانند ایران»[۴]. این گفته ماکرون که ایران متحد ما نیست[۵] و تحلیل سیاست‌های اعمالی فرانسه در غرب آسیا، عملاً تقسیم‌بندی که آنسل انجام داده است را تائید می‌کند.

 

امارات به‌تنهایی سهمی 35درصدی سرمایه‌گذاری کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در فرانسه را به خود اختصاص داده است و سرمایه‌گذاران اماراتی، سهام عمده بیش از 50 کمپانی فرانسوی را در اختیار دارند.

 

فرانسه و تنها متحد غرب آسیایی

نه‌تنها  فردریک آنسل که می‌گوید « فرانسه تنها یک متحد در منطقه خلیج‌فارس دارد که [آن‌هم ]امارات متحده عربی است، بلکه نگاهی به روابط فرانسه و امارات متحده عربی این گزاره را اثبات می‌کند.

در سطح سیاسی و امنیتی امارات برای تأمین سیستم دفاعی خود نگاه ویژه‌ای به فرانسه و پایگاه نظامی این کشور در ابوظبی دارد. مشورت‌های بین مقامات سطوح بالای دو کشور به‌صورت مرتب انجام می‌شوند، بعلاوه گفتگوهای راهبردی که از سال ۲۰۱۲ بین دو کشور شکل‌گرفته باعث ایجاد و استمرار اتحاد راهبردی بین دو کشور شده است. از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷، بیش از ۱۵ دیدار رسمی بین مقامات دو طرف صورت گرفته است. در بعد اقتصادی امارات متحده عربی دومین بازار بزرگ کالاهای فرانسوی به ارزش بیش از ۳میلیارد یورو در منطقه است. علاوه بر این بیش از ۴۰ کمپانی مطرح فرانسوی، مقر دفاتر منطقه‌ای خود را در دبی قرار داده‌اند. متقابلاً امارات به‌تنهایی سهمی ۳۵درصدی سرمایه‌گذاری کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در فرانسه را به خود اختصاص داده است و سرمایه‌گذاران اماراتی، سهام عمده بیش از ۵۰ کمپانی فرانسوی را در اختیار دارند. در بعد نظامی هم با امضای قرارداد امنیتی در سال۲۰۰۹ در ضمن سفر نیکلاس سارکوزی، روابط دو طرف عمیق‌تر شده و امارات را به یک متحد واقعی فرانسه تبدیل کرده است. در این دیدار تنها پایگاه نظامی دائمی فرانسه در امارات افتتاح شد. در این پایگاه حدود ۲۵۰ نظامی فرانسوی حضور دارند. هزینه این پایگاه که سالانه حدود ۵۰ میلیون یورو است که اعلام شده است توسط امارات متحده عربی تأمین می‌شود. از این پایگاه نیروهای هوایی، دریایی و زمینی فرانسه در منطقه فرماندهی می‌شوند.

مجموع روابط گسترده و عمیق باعث شده است که فرانسه امارات را به چشم تنها متحد راهبردی خود در منطقه ببیند. اتحاد امارات و فرانسه یکی از اجزای اصلی سیاست غرب آسیایی این کشور است که در کنار اجزای دیگر، چارچوب نقش‌آفرینی فرانسه در منطقه را تشکیل می‌دهد.

فرانسه و مشتریان غرب آسیایی

فرانسه در کنار امارات متحده عربی، به‌عنوان تنها متحد خود، سایر کشورهای غرب آسیا، به‌ویژه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را در قالب مشتریان بالفعل و بالقوه خود تعریف می‌کند. با این نگاه کشورهای عربی پادشاهی حاشیه خلیج، و حتی ایران در دایره مشتریان فرانسه قرار می‌گیرند. اما این مشتریان یکدست نیستند و کشورهایی مانند عربستان، کویت، قطر، لبنان و مصر مشتری بالفعل و ایران مشتری بالقوه فرانسه محسوب می‌شود. آمار و ارقام مربوط به روابط تجاری و سطح روابط سیاسی نیز این گزاره را اثبات می‌کند. البته عامل تعیین‌کننده روابط فرانسه با مشتریان خود سطح رابطه اقتصادی است. به‌عنوان نمونه قرارداد امضاشده در سفر محمد بن سلمان به پاریس با ارزش بیش از ۱۲میلیارد دلار یک نمونه از روابط تجاری برجسته بین فرانسه و مشتریان بالفعل خود است. بعلاوه قراردادهای ۳ و ۷ میلیارد دلاری این کشور با قطر و مصر برای فروش جت‌های «رافائل»[۶]، نگاه اقتصادی فرانسه به مشتریان بالفعل خود را نشان می‌دهد.

در دیگر سو، فرانسه ایران را به چشم یک مشتری با اقتصادی بزرگ و بازاری معتنابه خصوصاً در حوزه انرژی و خودروسازی می‌بیند، اما نوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و عرصه بین‌الملل و نیز الزام سیاست غرب آسیایی فرانسه، باعث می‌شود تا آن را در دسته مشتریان بالقوه خود قرار دهد که سطح محدودتری از روابط را با آن دارد که به معنی مشروط کردن رابطه و تعامل اقتصادی با ایران است. فرانسه با این طراحی تلاش می‌کند تا در درجه اول بر عمق روابط خود با تنها متحد خود، امارات متحده عربی، بیفزاید و در درجه دوم بیشترین نفع و سود اقتصادی را از مشتریان بالفعل خود کسب کند.[۷] سؤالی که مطرح می‌شود این است که فرانسه چه سیاستی را در مورد ایران به‌عنوان یک مشتری بالقوه دنبال می‌کند؟

 

مجموع روابط گسترده و عمیق باعث شده است که فرانسه امارات را به چشم تنها متحد راهبردی خود در منطقه ببیند. اتحاد امارات و فرانسه یکی از اجزای اصلی سیاست غرب آسیایی این کشور است که در کنار اجزای دیگر، چارچوب نقش‌آفرینی فرانسه در منطقه را تشکیل می‌دهد.

 

نوع رفتار فرانسه با ایران تا حدود بسیار بالایی بر خواسته از الزامات سیاست غرب آسیایی فرانسه است؛ این کشور برای زمینه‌سازی جهت حضور نظامی خود در منطقه و نیز ترغیب مشتریان بالفعل خود برای امتیازدهی بیشتر نیاز دارد تا ایران را به‌عنوان یک تهدید منطقه‌ای نشان دهد. بدین ترتیب ترجیح فرانسه این است که ایران در چشم متحد و مشتریان بالفعل به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای تهدید زا نشان داده شود.

مؤلفه‌های اساسی سیاست غرب آسیایی فرانسه

سیاست خارجی فرانسه در قبال ایران، ذیل نگاه کلی این کشور به منطقه غرب آسیا تعریف می‌شود. از مطالعه رویکردهایی که فرانسه در قبال غرب آسیا، به‌ویژه در ده سال گذشته اتخاذ کرده است، گزاره‌های زیر استخراج می‌شوند:

۱-غلبه نگاه اقتصادی و تجاری بر نگاه نظامی؛ تحلیل روابط و رفتار این کشور با منطقه غرب آسیا، نشان از غلبه نگاه اقتصادی و تجاری بر نگاه نظامی و امنیتی دارد، البته فرانسه از حضور و معادلات نظامی به‌عنوان پشتوانه و عامل محرک تحصیل سود اقتصادی بهره می‌برد. در بعد نظامی فرانسه حضور نظامی ملموس خود را محدود به امارات متحده عربی با کمتر از ۱۰۰۰ نیرو، کرده است. اگر حضور نظامی این کشور را با کشوری مانند ایالات‌متحده آمریکا با بیش از ۵۴۰۰۰ نیرو در هفت‌کشور عمان، امارات، قطر، بحرین، کویت، عراق و اردن[۸]، مقایسه شود، مشخص می‌شود که حضور نظامی گسترده جزو اهداف اصلی و اساسی فرانسه در منطقه غرب آسیا نیست، بلکه قراردادهای گسترده اقتصادی و تجاری با کشورهای منطقه ازجمله ایران برای فرانسه از اولویت بالایی برخوردار است. تحلیل رفتار این کشور در بحران‌های نظامی و امنیتی منطقه نیز این گزاره را تائید می‌کند، به‌عنوان نمونه، مطالعه حضور نظامی این کشور در افغانستان، نشان می‌دهد، از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷، فرانسه حضور نظامی خود در افغانستان را از ۳۹۳۵ نفر به صفر رسانده است. در میان متحدان آمریکا و کشورهایی که بیش از ۲۰۰۰ نیرو در افغانستان داشته‌اند، فرانسه بیشترین میزان کاهش نیرو را داشته است.[۹]

 

عامل تعیین‌کننده روابط فرانسه با مشتریان خود سطح رابطه اقتصادی است. به‌عنوان نمونه قرارداد امضاشده در سفر محمد بن سلمان به پاریس با ارزش بیش از 12میلیارد دلار یک نمونه از روابط تجاری برجسته بین فرانسه و مشتریان بالفعل خود است.

 

۲-تقسیم‌بندی بازیگران منطقه: همان‌گونه که گفته شد، فرانسه تقسیم‌بندی منحصربه‌فردی از بازیگران منطقه دارد، این کشور امارات متحده عربی را به‌عنوان تنها متحد و سایر بازیگران را مشتریان بالفعل و بالقوه خود می‌بیند و برای هریک نقشی ویژه قائل است. امارات متحده عربی، میزبان پایگاه نظامی فرانسه و زمینه‌ساز حضور نظامی این کشور در منطقه است که از آن به‌عنوان پشتوانه روابط تجاری و اقتصادی فرانسه در منطقه استفاده می‌شود. بقیه کشورها مخصوصاً پادشاهی‌های حاشیه خلیج‌فارس، منهای ایران، مشتریان بالفعل فرانسه هستند که با درآمدهای نفتی بالا، بازار غیرقابل‌چشم‌پوشی را برای تولیدات فرانسوی فراهم می‌کند. دراین‌بین هرچند ایران جزو مشتریان بالقوه فرانسه دسته‌بندی می‌شود، اما در عمل به‌عنوان عاملی برای کسب سود و نفع حداکثری استفاده می‌شود. ایجاد رعب و وحشت از سیاست‌های ایران در اعراب تقریباً به یکی از رویه‌های ثابت فرانسه و البته غربی‌ها تبدیل شده است که آن‌ها را هرچه بیشتر برای دادن امتیازات سیاسی، اقتصادی و نظامی درازای کسب حمایت ترغیب می‌کند.

۳-بازی دوسطحی در مناسبات منطقه‌ای: روش فرانسه در تحقق اهداف خود در غرب آسیا، پیگیری یک بازی دوسطحی در مناسبات و تحولات منطقه‌ای است. در این چارچوب فرانسه برای خود یک «نقش ‌بین‌المللی جمعی» و یک «نقش منطقه‌ای فردی»، تعریف کرده است. نقش بین‌المللی فرانسه در راستای بازیگری در قامت یکی از پنج قدرت عمده عضو شورای امنیت سازمان ملل قرار دارد. در این سطح فرانسه جهت حفظ جایگاه بین‌المللی، در سطح منطقه‌ای با سایر قدرت‌های جهانی، هماهنگ عمل می‌کند یا حداقل اینکه سیاست‌های خود را در تعارض با منافع آن‌ها قرار نمی‌دهد. نقش منطقه‌ای و منفردی که فرانسه برای خود طراحی کرده است، منافع خاص این کشور را در غرب آسیا پیگیری می‌کند. در چارچوب نقش منفرد، فرانسه با کشورهای غرب آسیا در قالب متحدان و مشتریانی که پیش‌تر گفته شد برخورد می‌کند.

 

در دیگر سو، فرانسه ایران را به چشم یک مشتری با اقتصادی بزرگ و بازاری معتنابه خصوصاً در حوزه انرژی و خودروسازی می‌بیند، اما نوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و عرصه بین‌الملل و نیز الزام سیاست غرب آسیایی فرانسه، باعث می‌شود تا آن را در دسته مشتریان بالقوه خود قرار دهد

 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

تحلیل سیاست غرب آسیایی فرانسه در مورد جمهوری اسلامی ایران بر مبنای سه گزاره گفته‌شده حاوی نتایجی است که تا حدود بسیار زیادی الگوی رفتاری این کشور در مورد منطقه و ایران را مشخص می‌کند. اول اینکه تجارت و اقتصاد، مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده نوع کنش فرانسه در قبال منطقه غرب آسیا و ایران است. این بدان معنی است که ملاحظاتی مانند دمکراتیزه کردن کشورهای منطقه، رعایت حقوق بشر، تروریسم و ملاحظات این‌چنینی جزو اولویت‌های  دست چندم سیاست خارجی غرب آسیایی فرانسه به شمار می‌آید. دوم، فرانسه در تلاش است تا از تقسیم بازیگران منطقه، طبق یک طبقه‌بندی خاص و رفتار با آن‌ها در یک چارچوبی مشخص، منافع حداکثری خود را تحصیل کند. در این چارچوب فرانسه تنها یک متحد دارد و آن امارات متحده عربی است، عربستان و بقیه پادشاهی‌های منطقه مشتریانی هستند که ارزش آن‌ها به میزان سود اقتصادی است که عاید فرانسه می‌کنند. ایران نیز هم به‌عنوان یک تهدید در سطح منطقه و عاملی که موجب ترغیب اعراب برای سوددهی بیشتر می‌شود، کارایی دارد و هم بازارهای ایران می‌تواند، مقصد بسیاری از تولیدات فرانسوی مانند پژو و ایرباس باشد. سوم هم اینکه فرانسه در عین ایفای نقش منطقه‌ای، سیاست‌های خود را با نقش بین‌المللی خود نیز تنظیم می‌کند. لذا دو عامل «ملاحظات بین‌المللی جمعی (بین قدرت‌های عمده)» و «منافع خاص فردی» دو منبع سیاست غرب آسیایی فرانسه به شمار می‌آیند.

پیام رهبر انقلاب:

پیام رهبر انقلاب در پی شهادت جانباز سرافراز آقای علی خوش‌لفظ:

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی، شهادت آقای علی خوش‌لفظ جانباز سرافراز دفاع مقدس و راوی کتاب ارزشمند «وقتی مهتاب گم شد» را تبریک و تسلیت گفتند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جانباز عزیز آقای علی خوش‌لفظ به لقاءالله پیوست و اجر دهها سال درد و رنج جانبازی را به جایگاه والای شهادت فی سبیل‌الله پیوند زد.
سلام و رحمت خدا بر این شهید عزیز که در هنگام زندگی نیز شهید زنده نامیده شد و درنگ سالها پس از دفاع مقدس، پاداش عظیم صابران را به او هدیه کرد. به روان پاک او درود میفرستم و به بازماندگان گرامی‌اش تبریک و تسلیت میگویم.

سید علی خامنه‌ای
۱۳۹۶/۹/۲۹

 

حزب‌الله وتوی آمریکا علیه قدس را محکوم کرد

حزب‌الله وتوی آمریکا علیه قطعنامه پیشنهادی مصر درباره قدس را محکوم کرد

 
حزب الله لبنان

حزب‌الله لبنان به وتوی آمریکا علیه قطعنامه پیشنهادی مصر درباره قدس واکنش نشان داد.

به نقل از المنار، حزب‌الله لبنان در بیانیه‌ای وتوی آمریکا علیه قطعنامه پیشنهادی مصر درباره قدس را محکوم کرد.

حزب‌الله با بیان اینکه آمریکا به‌طور کامل در جنایات رژیم صهیونیستی علیه ملت فلسطین شریک است، افزود: این وتو بار دیگر مواضع جانبدارانه دولت‌های آمریکا در حمایت از رژیم صهیونیستی را ثابت کرد.

آمریکا دوشنبه‌شب در نشست شورای امنیت، قطعنامه‌ پیشنهادی مصر درباره قدس را وتو کرد.

به‌غیر از آمریکا، هر 14 عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد با قطعنامه پیشنهادی مصر که با اعلام قدس شریف به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی مخالفت می‌کرد، موافق بودند.

در قطعنامه پیشنهادی مصر به شورای امنیت تأکید شده بود مسأله قدس باید از طریق مذاکرات حل شود و هرگونه تصمیم و اقدامی که منجر به تغییر ماهیت، موقعیت، یا ترکیب جمعیتی بیت‌المقدس شود، هیچ وجهه قانونی ندارد، فاقد ارزش و اعتبار است و باید مطابق قطعنامه‌های شورای امنیت به حالت اول بازگردد.

ترامپ روز چهارشنبه 15 آذر ماه در یک سخنرانی در کاخ سفید قدس را پایتخت فلسطین اشغالی اعلام کرد و به دولتش دستور داد مقدمات کار برای انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس را فراهم کنند. این تصمیم ترامپ با محکومیت‌های جهانی مواجه شد.

مجمع عمومی سازمان ملل به حق تعیین سرنوشت فلسطینیان رأی می‌دهد

 

شورای امنیت

مجمع عمومی سازمان ملل به قطعنامه حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین رأی می‌دهد.

 به نقل از المنار، مجمع عمومی سازمان ملل پیش‌نویس قطعنامه‌ای را تصویب خواهد کرد که به‌موجب آن فلسطینیان حق تعیین سرنوشت خود را دارند.

 در همین راستا ریاض المالکی، وزیر خارجه تشکیلات خودگردان فلسطین گفت که مجمع عمومی سازمان ملل امور پیش‌نویس قطعنامه‌ای را تصویب می‌کند که به‌موجب آن فلسطینیان حق تعیین سرنوشت خود را دارند.

وی تصویب این قطعنامه را سیلی محکمی به ایالات متحده آمریکا دانست.

آمریکا دوشنبه‌شب در نشست شورای امنیت، قطعنامه‌ پیشنهادی مصر درباره قدس را وتو کرد.

به‌غیر از آمریکا، هر 14 عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد با قطعنامه پیشنهادی مصر که با اعلام قدس شریف به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی مخالفت می‌کرد، موافق بودند.

در قطعنامه پیشنهادی مصر به شورای امنیت تأکید شده بود مسأله قدس باید از طریق مذاکرات حل شود و هرگونه تصمیم و اقدامی که منجر به تغییر ماهیت، موقعیت، یا ترکیب جمعیتی بیت‌المقدس شود، هیچ وجهه قانونی ندارد، فاقد ارزش و اعتبار است و باید مطابق قطعنامه‌های شورای امنیت به حالت اول بازگردد.

جنگ‌های آبرو ریز؛

احتمال جنگ فراگیر منطقه‌ای با ابزار هسته‌ای/ آیا داماد ترامپ تن به جنگ با روسیه می‌دهد؟

داماد ترامپ

احتمال جنگ در منطقه در نتیجه تغییرات اساسی در میان بازیگران منطقه‌ای به ویژه آمریکا و عربستان با وجود حضور جارد کوشنر صهیونیست متعصب در کاخ سفید، بن سلمان و نتانیاهو بیش از پیش افزایش پیدا کرده است.

به گزارش رویکرد- جنگ میان آمریکا و روسیه در حال حاضر با ابزارهای متعدد بین دو کشور در جریان است، البته این جنگ شکل جنگ جهانی دوم را به خود نمی‌گیرد، بلکه می تواند نتایج سرنوشت سازی داشته باشد. به گونه‌ای که یا روسیه به یکی از ابزارهای آمریکا تبدیل می‌شود یا اینکه امپراتوری آمریکایی صهیونیستی فروپاشی کرده و رویکرد جهانی سازی و تک‌قطبی آن از بین می‌رود. جنگی که در حال حاضر دنبال می‌شود، در ابعاد تبلیغاتی و اقتصادی و سیاسی و جنگ‌های نیابتی در گوشه و کنار جهان است. منطقه عربی و اسلامی یکی از اساسی‌ترین محورهای این جنگ به شمار می‌رود.

برخی کشورها به همراه روسیه به جهان چندقطبی اعتقاد دارند و اردوگاه مقابل به فرماندهی امپراتوری آمریکایی صهیونیستی ، رویکردهای تک‌قطبی و تسلط مطلق بر جهان در سایه نظام سرمایه‌داری را دنبال می کنند. آمریکا مدعی می‌شود که روسیه تهدیدی موجودیتی برای این کشور است، اما این ادعا درست نیست. چرا که روسیه به دنبال از بین ‌بردن رویکرد تک‌قطبی است که در حال حاضر رکن اساسی نظام صهیونیستی آمریکایی کنونی در جهان است. به این ترتیب تلاش روسیه برای ساقط کردن نظم امپریالیستی در جهان است و این موضوع به معنی سقوط دولت آمریکا نیست.

روزنامه رأی الیوم در مقاله خود که به بررسی این جنگ و نقش منفعلانه رژیم های عربی پرداخته، تاکید می کند: جنگ جهانی بین امپراتوری آمریکایی صهیونیستی با  ائتلاف کشورهای در حال رشد ضد سلطه امپریالیستی ادامه دارد و ما باید به این جریان که همان جریان روشن و رو به رشد آینده است، بپیوندیم.

امپراتوری صهیونیستی آمریکایی از زمان تسلط صهیونیست های نو محافظه‌کار بر حاکمیت از زمان دولت جورج بوش در عراق یا افغانستان و حتی سوریه شکست خورده است. همچنین رژیم صهیونیستی نیز از سال 1973 تاکنون در هیچ جنگی پیروز نبوده است. کاخ سفید می‌خواهد خاورمیانه‌ای با ویژگی‌های متفاوت ایجاد کند. ایران هدف اول نو محافظه‌کاران آمریکا بود ، اما این کشور قدرت و نفوذ خود را افزایش داد و ارتباطات زمینی خود را از مرزهای افغانستان تا سواحل دریای مدیترانه گسترش داد.

در این جنگ اردوگاه وجود دارد. اردوگاه تک‌قطبی با رویکردهای تنفرانگیز آمریکایی- اسرائیلی و اردوگاهی که قدرت آن در حال افزایش است. آیا نمی‌بینید که در جریان نشست سوچی یک مسیحی ارتدوکس (ولادیمیر پوتین ) در کنار یک مسلمان اهل تسنن (رجب طیب أردوغان ) و یک مسلمان شیعه (حسن روحانی ) قرار گرفت. این در حالی است که امپریالیسم آمریکایی صهیونیستی در نظم مادی خود می گوید که هر کسی که با ما نیست، ضد ما است. آیا نمی‌بینید که در نشست سوچی بزرگترین دولت مسلمان اهل تسنن در خاورمیانه با بزرگ‌ترین دولت شیعی در کنار هم قرار گرفتند و به این ترتیب توطئه ای که صهیونیست‌های یهودی و عرب به دنبال اجرای آن بودند را ناکام گذاشتند؟

احتمال جنگ فراگیر منطقه‌ای بیش از هر زمان دیگری است

پاتریک کوکبرن در هفته دوم نوامبر 2017 نوشت که هنگامی که بعد از  شکست داعش در بغداد بود ، نظر خود را به یک دیپلمات خارجی مطرح ارائه کرد، مبنی بر اینکه احتمال ثبات در عراق الان بیش از هر زمان دیگری است. نظر دیپلمات مذکور این بود که احتمال جنگ های غیر حساب شده در منطقه در نتیجه تغییرات اساسی در میان بازیگران منطقه‌ای به ویژه آمریکا و عربستان سعودی با وجود حضور جارد کوشنر (داماد ترامپ) صهیونیست متعصب در کاخ سفید و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی بعلاوه بنیامین نتانیاهو بیش از پیش افزایش پیدا کرده است.

اسرائیل در هیچ جنگی پیروز نشده/ آمریکا بر خلاف اهدافش عمل می‌کند

دیپلمات مذکور با این وجود تأکید کرد که اسرائیل از سال 1973 تاکنون در هیچ جنگی پیروز نشده و عملکرد آن در جنگ 2006 ضد حزب الله لبنان بسیار بد بود. ژنرال‌های صهیونیست می‌دانند که ترساندن رژیم‌های متزلزل عربی برای از دست دادن پست‌های ریاستی  آنها بسیار تاثیرگزارتر از خود جنگ است، چرا که وقایع جنگ غزه و حزب‌الله نشان داد که نتایج این جنگ تضمین شده نیست. البته نتانیاهو تمایل دارد که دیگران رویکرد جنگ ضد ایران و متحدانش را به نیابت از این رژیم آغاز کنند. علاوه بر اینها رژیم صهیونیستی با چالش دیگری نیز مواجه است و اینکه در صورت بروز هر جنگی در آینده تمامی سرزمین‌های اشغالی و زیرساخت‌های این رژیم به عرصه جنگ تبدیل خواهد شد. اتفاقی که در جنگ‌های گذشته رخ نداده بود و رژیم صهیونیستی نیز قدرت تحمل عواقب آن را ندارد.

قدرت بازدارندگی جدیدی که حزب‌الله لبنان آن را پایه گذاری کرده، به این موضوع اشاره دارد. عملکرد آمریکا نیز کاملاً بر عکس اهداف این کشور بوده است. جنگ در سوریه برخلاف آنچه که آمریکا و متحدانش اراده کرده بودند، به نفع دولت سوریه به پایان رسید. ایران که قرار بود در کنج خانه‌اش هدف قرار بگیرد، با وجود تمامی انواع محاصره و تحریم، نفوذ خود را در منطقه از مرزهای افغانستان گرفته تا دریای مدیترانه افزایش داده است و امروز به وزنه سنگینی در منطقه خاورمیانه  تبدیل شده است. خاورمیانه جدیدی که کاندولیزا رایس بشارت آمدن آن را داده بود ، به اندازه‌ای جدید است که کاملاً با اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی مغایرت دارد.

بروز جنگ‌های جدید در منطقه خاورمیانه به نفع هیچکس نیست، این را دیپلمات مذکور مورد اشاره قرار می‌دهد و در عین حال می‌گوید که جنگها معمولاً در نتیجه اشتباه محاسباتی در رابطه با موازنه قدرت و حتی منافع داخلی دولت‌ها پدید می‌آید. حوادث اخیر نشان دهنده ارزیابی‌های نادرست در محاسبات آمریکا و عربستان است که تمامی اهرم‌های خود را در حوادث اخیر از دست داده اند.

جارد کوشنر (داماد ترامپ)

ژنرال های تندرو صهیونیست در دولت آمریکا

انبوهی از ژنرال‌های نو محافظه‌کاران آمریکایی الان در عرصه قدرت حضور دارند که پلیدتر از ایام جورج بوش هستند. از جمله آنها وزیر جنگ آمریکا است که دوست دارد هوادارانش او را سگ دیوانه خطاب کنند. یکی دیگر از این افراد رئیس شورای امنیت ملی آمریکا است و صهیونیست های یهودی دیگری نیز در کابینه وجود دارند که مناصب عالی را در دولت ترامپ بر عهده گرفتند.

مایکل مولن رئیس سابق هیئت فرماندهی ستاد نیروهای مسلح آمریکا در گفتگویی تلویزیونی در شبکه ای بی سی نسبت به تسلط ژنرال‌های  نو محافظه کار بر مراکز فرماندهی در دولت ترامپ هشدار داد و گفت که امکان بروز جنگ هسته‌ای پیش از هر زمان دیگری شده است و این ترس من را می کشد. وی همچنین نسبت به حضور ژنرال های  فوق در مراکز فرماندهی در ادارات غیر نظامی در دولت ترامپ نیز ابراز ناامیدی کرد.

دولت فاشیستی آمریکا رو به افول است

امروز در آمریکا یک دولت فاشیستی و نظامی و نژادپرست به ریاست ژنرال‌های جسور روی کار آمده که ریاست آنها برعهده رئیس‌جمهور این کشور است که ثروت خود را از قمارخانه‌ها و املاک و همکاری با مافیا به دست آورده است. تمامی امپراطوری‌ها در زمان فروپاشی خود باعث بروز هرج‌ومرج و وحشیگری می‌شود. این همان اقدامی است که امروز امپریالیسم صهیونیستی - آمریکایی در آستانه فروپاشی خود انجام می‌دهد.

نتیجه وحشی گری‌های آمریکا تخریب پنج کشور عربی یعنی عراق و سوریه و مصر و یمن و لیبی است. تنها در سوریه حدود نیم میلیون سوری کشته شده و زیرساخت‌های این کشور با هزینه‌های میلیاردها دلاری تخریب شده است. میلیون‌ها نفر از منازل خود آواره شده‌اند و صدها 1000 نفر از کودکان از رفتن به مدرسه محروم مانده‌اند. عراق به کشوری تبدیل شده که خدمات آموزشی و بهداشتی و معیشتی آن در روزهای محاصره بهتر از امروز بود. این کشور این روزها در صف موسسات استعماری جدید نظیر صندوق بین‌المللی پول قرار دارد تا بار دیگر از آنها استقراض کند. این در حالی است که این کشور روزانه بیش از 5 میلیون بشکه نفت تولید می کند. آنها برای این کشور داعش را آماده کردند تا فساد و ویرانی در آن به بار آورد. بسیاری از دولت‌ها امروز سرکوب شده و بسیاری دیگر غرق در بدهی‌ها و استقراض‌های بین‌المللی شده و اراده اقتصادی و در نتیجه سیاسی خود را از دست داده‌اند.

تلاش برای به حاشیه راندن آرمان قدس و موضوع فلسطین از دیگر تلاش‌های ترامپ برای دور زدن واقعیت‌ها است. این موضوع محور اساسی نظم صهیونیستی آمریکایی است.

عوامل رسوایی رژیم های عربی

نظام سرمایه داری عربی نیز در این شرایط به شدت سقوط کرده و قدس و اجلاس سران اسلامی را به صورت کامل رسوا کرده است. این اجلاس نشان داد که نیکولاس مادورو که 9730 کیلومتر مسافت را طی کرد تا از کاراکاس ونزوئلا در اجلاس سران اسلامی شرکت کند ، بیش از مسلمانان رژیم‌های رسمی عربی، مسلمان است. این در حالی است که شبکه‌های تبلیغاتی رژیم های عربی و دولت های آنها هیئت‌هایی را برای ادامه عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی ارسال می‌کنند و کنفرانس‌های مطبوعاتی با رئیس ستاد ارتش رژیم اشغالگر قدس و وزیر اطلاعات آن برگزار می‌کنند.

پایگاه خبری ایلاف که مصاحبه‌های مذکور انجام داده است ، تحت مالکیت سردبیر سابق روزنامه الشرق‌الاوسط قرار دارد، روزنامه‌ای که مالکیت آن در اختیار یکی از فرزندان ملک سلمان است. وای بر رژیم هایی که کاملا از ملت های دور خود هستند و شبانه روز به دنبال پیوستن به دشمنان ملت‌اند.

 

منبع مشرق

رهبر انصارالله یمن:

دشمن بازارها را بمباران می‏‌کند تاغیرنظامیان زیادی را به قتل برساند/ ۱۰۰۰ روز مقاومت یمن در مقابل ۱۰۰۰ روز جنایت سعودی/موشک‌های بالستیک یمن امروز به کاخ‎های عربستان رسیده است

رهبر انصارالله یمن

رهبر جنبش انصارالله یمن سخنرانی خود به مناسب ۱۰۰۰ روز حملات پیایی عربستان سعودی و ائتلاف آن علیه یمن را آغاز کرده است.

به گزارش رویکرد،  «سید عبدالملک الحوثی» رهبر جنبش انصارالله یمن سخنرانی خود درباره آخرین تحولات مربوط به این کشور پس از گذشت ۱۰۰۰ روز از تجاوزات سعودی علیه یمن را آغاز کرده است.

رهبر جنبش انصارالله یمن اعلام کرد که جنایت‎های ائتلاف سعودی با هدف شکستن اراده ملت یمن و نابودی همه تاسیسات حیاتی و مهم صورت می‏‌گیرد.

عبدالملک الحوثی افزود: سازمان ملل و جامعه جهانی جنایت های ائتلاف سعودی علیه یمن را به رسمیت می شناسد.

رهبر انصارالله درباره جنایت سعودی علیه مردم یمن تاکید کرد که دشمن بازارهای یمن را هدف قرار می دهد تا تعداد زیادی از غیرنظامیان یمنی را به قتل برساند.

وی اعلام کرد که مناطق و منازل مسکونی یمنی‎ها ۱۰۰۰ روز است که زیر آتش سلاح‌های آمریکایی و انگلیسی قرار دارند.

عبدالملک الحوثی تصریح کرد که اقدامات جنایت امیز ائتلاف سعودی در یمن برای بسیاری از کشورهای جهان یک امتحان محسوب می شود که حقیقت را بیان کنند.

وی خاطرنشان کرد که سازمان ملل با وجود اینکه با دشمن سعودی همدست است، اخیرا به جنایت‏های سعودی در حق ملت یمن اذعان کرده‎ است.

سید الحوثی گفت: عربستان سعودی جزو امت اسلامی محسوب نمی شود، زیرا علیه آن توطئه می کند و آلت دست آمریکا است.

رهبر انصارالله گفت: ملت یمن با وجود همه مشکلاتی که دارند در ایستادگی مقابل دشمن سعودی مصمم هستند.

سید عبدالملک الحوثی تصریح کرد:امارات و عربستان نقش تخریبی در امت اسلامی ایفا می ‏کنند.

وی گفت: ۱۰۰۰ روز از کشتار مردم یمن و ارتکاب جنایت سعودی می‎گذرد و در مقابل ملت یمن ۱۰۰۰ روز در برابر این جنایت مقاومت کرده‌اند.

رهبر جنبش انصارالله یمن تاکید کرد که ملت این کشور ۱۰۰۰ روز در برابر مدرن ترین تجهیزات نظامی مرگبار غرب، مقاومت کرده است.

سید عبدالملک افزود: اطلاعاتی در دست داریم که نشان می دهد مسئولان سعودی چندین بار به عبدربه منصور هادی (رئیس جمهور مستعفی و فرار یمن) سیلی زدند.

وی با بیان اینکه یمن امروز پس از گذشت ۱۰۰۰ روز از تجاوزات سعودی به گونه‎های مختلف ظاهر شده است و موشک‎های بالستیک ما امروز به کاخ‌های دشمن ملت یمن می‎رسد.

رهبر انصارالله با تاکید بر اینکه جنایت سعودی علیه یمن هر اندازه افزایش یابد، روش های ما در مقابله با این جنایت بیشتر خواهد شد، افزود: شما کاخ های ریاست جمهوری ما در صنعاء را بمباران می کنید، ما هم کاخ های شما را بمباران می کنیم.

سید عبدالملک الحوثی خطاب به ائتلاف سعودی گفت: شما صنعاء را بمباران می کنید و ما هم ریاض و ابوظبی را بمباران می‌کنیم. دشمن سعودی باید از شکستش در عراق و سوریه درس بگیرد.

وی با بیان اینکه تجربه یگان موشکی ارتش یمن و انصارالله بهترین تجربه برای ملت این کشور است، گفت: تجربه موشکی ما روز به روز بیشتر می یابد و برد آن شامل دیگر اماکن دشمنان ما می شود.

رهبر انصارالله با اشاره به عدم جدیت عربستان در تعامل با قضیه قدس و اقدام دولت امریکا در اعلام قدس به عنوان پایتخت اسرائیل گفت: دیدیم که عربستان سعودی چگونه در برابر مساله قدس توطئه کرده است.

وی گفت: شلیک موشک به کاخ یمامه در ریاض آغاز مرحله جدید جنگ ائتلاف سعودی علیه یمن است. الحوثی افزود: مشکل عربستان با یمن مشکل دیروز است و امروز با اقدامات خصمانه خود علیه یمنی ها به اوج خود رسیده است.

نمایش عمومی دستاورد مهم شهید طهرانی مقدم:

رازهایی مهم از ناشناخته‌ترین موشک «هایپرسونیک» ایران/ دیروز انهدام داعش؛ فردا نوبت غافلگیری کدام دشمن پرادعاست ؟! +عکس

موشک

نکته بسیار مهم، تغییر شکل دماغه موشک ذوالفقار از حالت نوک تیز موشک های قبلی فاتح به حالت منحنی یا Blunt است که از نظر علمی، زمانی استفاده می شود که سرعت موشک هایپرسونیک (بالای 5 برابر سرعت صوت) باشد.

، نام موشک فاتح-110 برای علاقمندان به پیشرفت های دفاعی جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج از کشور، بیش از هر چیز یادآور دقت بالا و نقطه زنی آن است. در واقع از همان سال های ابتدایی ورود به خدمت این موشک، اخباری غیر رسمی مبنی بر دقت های بالای آن منتشر شد که بعدها با تثبیت قابلیت های این موشک و تولید انبوه نسل های مختلف آن، اعداد و ارقام رسمی و سیر پیشرفت در زمینه بهبود دقت این موشک و انواع مشتق شده از آن نیز عیان تر شد.

در حقیقت، خانواده موشک های فاتح-110 امروزه به عنوان دقیقترین موشک زمین به زمین ایرانی با عملکرد شبه بالستیک یا مایل-پرتاب شناخته می شوند که اخبار ارسال آن به رزمندگان لبنانی سبب آشفته تر شدن خواب سران رژیم صهیونیستی شده به طوری که با به جان خرید تمام تبعات ممکن، دست به اجرای چندین حمله هوایی به سوریه و انهدام آنچه که تصور می کردند محموله ای از موشک های فاتح-110 باشد، زدند؛ هرچند که خوشبختانه باعث ایجاد خلل در این بخش از توان موشکی حزب الله نشد.

نمایش عمومی و حضور آخرین و مدرنترین نسل از این خانواده پر افتخار موشکی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران، باعث شد ضمن آنکه اقشار دانشگاهی کشورمان نیز با این موشک بیشتر و دقیق تر آشنا شوند، اطلاعات بیشتری از این محصول قدرتمند دفاعی کشورمان مشخص و عیان شود.

موشک فاتح-110

تا کنون 4 نسل از موشک فاتح-110 معرفی شده است. هر چند اولین آزمایش این موشک در سال 1380 و با حضور ایده پرداز و مجری اصلی آن یعنی شهید طهرانی مقدم انجام شد، اما خبر رسمی از آزمایش موفق نسل اول این موشک که فاتح-110A نامیده می شد در شهریور سال 1381 اعلام شد. ریاست وقت سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع یعنی سردار احمد وحیددستجردی، در آن زمان اعلام کرد در پروژه ساخت این موشک فناوری پیشران سوخت جامد مرکب پیشرفته پایه گذاری شده و آزمایش موفق سامانه های فوق مدرن هدایت و کنترل ساخته شده برای این موشک از دستاوردهای بسیار مهم این پروژه به شمار می رود. وی همچنین گفته بود که "با توجه به دقت اصابت این موشک به هدف می توان با اطمینان اعلام کرد فاتح-110A از دقیق ترین موشک های زمین به زمین ساخته شده در جهان محسوب می شود."

در واقع همین  مطالب سبب شد تا از ابتدا فاتح-110 سکاندار دقت در بین موشک های ایرانی باشد.

بنا بر اطلاعات موجود، ایده ساخت این موشک برای در اختیار داشتن موشکی با برد کوتاه و سوخت جامد توسط شهید طهرانی مقدم و از ترکیب قابلیت های راکت زلزال با موشک تندر-69 ارائه شده است. زلزال به عنوان یک راکت سوخت جامد با برد بیش از 200 کیلومتر در برخی نمونه های خود و توان حمل سرجنگی چند صد کیلوگرمی، نشان دهنده یک بستر مناسب برای رفع نیاز به موشکی دقیق و سریع بود. از سوی دیگر موشک تندر-69 که هر چند بردی کمتر از زلزال داشت اما با برخورداری از سامانه های هدایت مختلف از دقت خوبی برخوردار بود که به واسطه استفاده از سطوح کنترلی تا انتهای مسیر امکان اصلاح خطاهای حرکتی را برای رسیدن به مختصات تعیین شده داشت. وجود این قابلیت ها در موشک فوق سبب شده بود که با وجود مشکلات مختلف از خارج تهیه شود. اما تندر-69 دارای یک پیشران اولیه سوخت جامد و پیشران اصلی سوخت مایع بود بنا بر این بسیاری از مشکلات موشک های سوخت مایع سطح به سطح مانند اسکاد و شهاب را داشت. از این رو ترکیب قابلیت های دقت و هدایت آن با یک راکت سوخت جامد نوید دهنده رسیدن به سامانه مطلوب بود.

برد نسل اول فاتح-110، برابر 200 کیلومتر، نسل دوم 250 و نسل سوم و چهارم آن 300 کیلومتر عنوان شده است. تفاوت نسل سه و چهار فاتح-110 در مسائلی نظیر افزایش دقت نقطه زنی، افزایش طول عمر موشک، کاهش زمان استقرار و آماده سازی برای شلیک، کاهش زمان آزمایش های قبل از پرتاب و حذف نیاز به بازدیدهای دوره ای کوتاه مدت و نیز خروج سریعتر پرتابگر از محل پرتاب بوده است.

نسل های مختلف فاتح-110 و نمونه ضد کشتی توسعه یافته از روی آنها با نام خلیج فارس و همچنین نمونه های راداری ضد کشتی و ضد رادار با نام های هرمز-1 و 2 که هر سه برد 300 کیلومتری دارند از جهت پیکربندی کاملاً مشابه فاتح-110 هستند. سرجنگی این موشک ها در نمونه های مختلف بین 450 تا 650 کیلوگرم، سرعت نهایی آنها 3 ماخ برای موشک خلیج فارس و تا 5 ماخ برای سایر نمونه ها و خطای آنها کمتر از 5 متر در نمونه های آخر ذکر شده است.

اما پس از چند از سال از معرفی نسل چهارم در سال 1389، نسل بعدی با نام فاتح-313 در سال 1394 معرفی شد که برد آن به 500 کیلومتر افزایش یافته بود. این موشک تفاوت های جزئی در شکل بالک های پایدارساز انتهایی با نمونه های قبلی داشت. در زمان رونمایی از فاتح-313 اعلام شد در این موشک علاوه بر سبک سازی بدنه، از نسل پیشرفته ای از پیشران سوخت جامد مرکب به علاوه سامانه های هدایت، کنترل و ناوبری جدیدتر استفاده شده که دقت نقطه زنی در اصابت به هدف را در آزمایش ها اثبات کرده است.

یک سال بعد در هفته دفاع مقدس اما جهش دیگری در عرصه موشک های سوخت جامد کوتاه برد و راهکنشی (تاکتیکی) به نام موشک ذوالفقار معرفی شد که بعدها معلوم شد با وجود اینکه این موشک در سطح راهکنشی طراحی شده اما دارای آثار راهبردی است. این موشک دارای برد 700 تا 750 کیلومتر و مجهز به کلاهک 450 کیلوگرمی معرفی شد. نمایش تصاویر نمونه های تولیدی این موشک در 4 مهر سال 1395 نشان داد که ذوالفقار مراحل آزمایش را بی سر و صدا به پایان رسانده و آماده تحویل به نیروی هوافضای سپاه است.

از مقایسه تصاویر موشک فاتح-110 نسل چهارم و نیز نمونه های شلیک شده در رزمایش های پیامبر اعظم با موشک ذوالفقار می توان به افزایش نسبی طول و قطر موشک جدید پی برد. بنا بر گزارش خبرگزاری فارس که حاکی از قطر 68 سانتیمتری ذوالفقار است می توان حدود 11 درصد افزایش قطر نسبت به فاتح-110 که قطر 61.6 سانتیمتری داشت را مشاهده کرد.

همچنین از مقایسه طول موشک های فاتح-110 با ذوالفقار بر روی سکوی آزمایش و دقت به محل قرارگیری بالک های هدایت موشک نسبت به سکوی پرتاب، می توان به افزایش طول موشک جدید در ناحیه پیشران و قبل از بلوک هدایت و کنترل نیز اطمینان حاصل کرد. این افزایش طول را می توان در حدود نیم متر تخمین زد. بنا بر این با احتساب اعداد فوق در مجموع شاهد افزایش بیش از 32500 سانتیمتر مکعبی حجم موشک ذوالفقار نسبت به فاتح-110 هستیم که این میزان قاعدتاً صرف افزایش حجم سوخت موشک شده است.

با در نظر داشتن این افزایش قطر و مقایسه خروجی پیشران دو موشک فاتح-110 و ذوالفقار به نمایش در آمده در دانشگاه امیرکبیر می توان دریافت با توجه به عملکرد عالی خروجی پیشران (نازل) موشک های فاتح، همین بخش در ذوالفقار حفظ شده که البته به کاهش زمان تحقیق و توسعه نیز می انجامد.

موشک ذوالفقار به نمایش در آمده در دانشگاه امیرکبیر سمت راست و فاتح-110 سمت چپ

به علاوه تفاوتی نیز در چیدمان اجزای هدایتی در راستای طولی موشک دیده می شود. در واقع در موشک ذوالفقار، بالک های کنترلی به بخش عقب بلوک هدایت و کنترل و ناوبری منتقل شده اند. همچنین بالک های این موشک تفاوت جزئی نیز در طراحی خود با بالک های موشک های فاتح دارند به طوری که ناحیه نوک بالک بریده شده و طرح ذوزنقه ای را به جای طرح مثلثی ایجاد نموده است.

نکته بسیار مهم دیگر، تغییر شکل دماغه موشک ذوالفقار از حالت نوک تیز موشک های قبلی فاتح به حالت منحنی یا Blunt است. با مراجعه به منابع معتبر علمی در اینترنت در زمینه دانش موشک ها می توان دید این شکل زمانی استفاده می شود که سرعت موشک، هایپرسونیک (بالای 5 برابر سرعت صوت) بوده و برای کاهش حرارت تولیدی در این سرعت ها، راهکار افزایش انحنای نوک دماغه به کار گرفته می شود که سبب انتقال حرارت کمتری به موشک می شود. به علاوه در کنار استفاده از این طرح از مواد فنا شونده که در اثر حرارت از بین می روند تا بخش زیرین سالم بماند نیز استفاده می شود که تصاویر موشک ذوالفقار مؤید همین مطلب است.

فاتح-110 سمت راست و ذوالفقار سمت چپ

مشابه همین رویه در ناحیه بالک کنترلی موشک ذوالفقار نیز دیده می شود که در مقایسه با فاتح-110، ناحیه لبه حمله (لبه جلویی بالک) به صورت مدور در ذوالفقار نسبت به تیز و گوه ای در فاتح-110 در آمده است. نکته دیگر اینکه بالک های پایدارساز موشک ذوالفقار در عقب بدنه دارای لبه های تیز هستند که از نظر علمی نشان می دهد این بخش از موشک قرار نیست تا انتها، بخش جلویی یا سرجنگی را همراهی کند.

فاتح-110 سمت راست و ذوالفقار سمت چپ

بنا بر این، سرعت موشک ذوالفقار نیز از نسل های قبلی فاتح-110 که 1.5 کیلومتر بر ثانیه (نزدیک 5 برابر سرعت صوت) سرعت داشتند بیشتر شده است که البته برای گرفتن فرصت واکنش از دشمن و طی مسیر طولانی تر برد موشک ذوالفقار در زمان مناسب و نه خیلی بیشتر از فاتح-110 امری مهم است.

قابلیت متفاوت موشک ذوالفقار نسبت به سایر سامانه های برد کوتاه تا متوسط، امکان جداشدن سرجنگی این موشک است. در واقع ذوالفقار از این نظر مشابه موشک های بالستیک برد متوسط و بلند عمل می کند. این امر ضمن کاستن از اثرات منفی اتصال بدنه به سرجنگی در فاز نهایی حمله بر روی برد موشک، سبب کاهش امکان ردیابی و کاهش احتمال اصابت موشک های پدافندی دشمن به سرجنگی ذوالفقار می شود. خطای موشک ذوالفقار در کلیپ تصویری بخش شده از صدا و سیما کمتر از 10 متر عنوان شده که به موشک ذوالفقار امکان حمله به انواع مختلفی از اهداف شامل ساختمان ها، امکان حساس، رادارها و ... را می دهد.

نمایش گرافیکی جدایش سرجنگی موشک ذوالفقار

اما کمتر از یک سال از معرفی موشک ذوالفقار و به دنبال حمله تروریست ها به مرقد امام راحل و مجلس شورای اسلامی در خرداد 1396، نیروی هوافضای سپاه که موشک های ذوالفقار را مورد استفاده قرار می دهد در 28 خرداد، حمله موشکی موفق و مقتدرانه ای را علیه مواضع گروه داعش در شهر دیرالزور سوریه انجام داد. در این حمله برق آسا 6 موشک ذوالفقار مورد استفاده قرار گرفته که همگی با دقت هر چه تمام به اهداف از پیش تعیین شده یعنی ساختمان های محل تجمع نیروهای داعش اصابت کردند.

شلیک  یکی از موشک های ذوالفقار در عملیات لیله القدر 28 مرداد 1396

با این حمله علاوه بر نشان دادن توان عملیاتی موشکی، دقت بالای موشک های ایرانی در میدان عمل و در حال خدمت بودن موشک جدید ذوالفقار به یکباره اثبات شد. این موشک ها از دو منطقه غرب کشور شلیک شده و مسافت هایی بین 600 تا حدودا 700 کیلومتر را طی کردند. تصاویر اصابت این موشک ها به هدف به طور زنده توسط پهپادهای سپاه به مراکز فرماندهی در کشور منتقل شده و پس از اعلام خبر این عملیات، در دسترس مردم نیز قرار گرفت. این موشک ها تنها دقایقی پس از تأیید عوامل نفوذی نیروی قدس سپاه مبنی بر حضور برخی سران داعش در ساختمان های یاد شده و نیز تجمع این نیروها شلیک شده و در زمانی که می توان آن را کمتر از 10 دقیقه تخمین زد به هدف رسیدند. بنا بر اطلاعات کسب شده بیش از 170 نفر از تروریست های داعشی شامل چند مهره کلیدی این گروه در عملیات فوق که به نام عملیات لیله القدر نامگذاری شده بود به هلاکت رسیدند.

می توان انتظار داشت در آینده قابلیت ضدکشتی با جستجوگر اپتیکی موشک خلیج فارس و نیز قابلیت های ضد رادار و ضد کشتی موشک های هرمز-1 و 2 در موشک ذوالفقار نیز پیاده سازی شده و شاهد توسعه موشک های ضد کشتی و ضد رادار با برد 750 کیلومتر باشیم. در این صورت هواگردهای مستقر روی ناوهای هواپیمابر و موشک های کروز شلیک شونده از ناوشکن های دشمن باید از دستکم 750 کیلومتر دورتر از مرزهای ایران مأموریت خود را آغاز کننده به معنی کاهش توان نفوذ آنها به داخل کشور (با فرض نزدیک به محال عبور از پدافندهای مرزی) و سایر مشکلات مترتب بر توان رزمی و اطلاعاتی آنها (که در این مطلب نمی گنجد) منجر می شود.

حال که این موشک در مراسم یادبود و بزرگداشت شهید حسن تهرانی مقدم که از ابتدای تأسیس تا سال ها بعد سکاندار یگان موشکی سپاه بوده و ایده پرداز، مدیر و هدایت کننده بسیاری از پروژه های موشکی از فاتح-110 تا سجیل و قدر بوده، در دانشگاه امیرکبیر به نمایش عمومی درآمده، می توان به این بهانه، یک بار دیگر بر پدر موشکی ایران و یاران شهیدش درود فرستاد و از داشتن چنین سلاح دقیق، قدرتمند و مدرنی، به خود بالید.

 

مبع:مشرق نیوز

معرفی یگان جاسوسی ۸۲۰۰ اسراییل

واحد 8200 یکی از واحدهای نظامی اسراییل بوده که در ضربه زدن به کشورهای منطقه غرب آسیا به‌ویژه ایران و سوریه فعالیت دارد.

8200 1 - معرفی یگان جاسوسی 8200 اسراییل

یکی از واحدهای نظامی که در ضربه زدن به کشورهای منطقه غرب آسیا به‌ویژه ایران و سوریه فعالیت دارد؛ واحد ۸۲۰۰ است که از نخبگان ارتش اسراییل تشکیل‌شده و بازوی جاسوسی رژیم صهیونیستی در منطقه غرب آسیا به شمار می‌آید. این واحد از منتخب مهم‌ترین اندیشمندان و فناوری اطلاعات استفاده می‌کند و جمع‌آوری اطلاعات و داده‌های اینترنتی و جاسوسی داده‌های شهروندان از ویژگی‌های این واحد ویژه سایبری-نظامی اسرائیل است.
این واحد در چارت سازمانی سایبری ارتش اسراییل، زیر نظر سازمان AMAN است و به‌عنوان واحد جمع‌آوری اطلاعات، فعالیت می‌کند. حال این جمع‌آوری اطلاعات، به‌صورت جاسوسی سیگنال یا همان «Signal Intelligence» صورت می‌گیرد. از وظایف دیگر آن، رمزگشایی، اطلاعات رمزنگاری‌شده است.

ویژگی واحد ۸۲۰۰
«واحد ۸۲۰۰» در ارتش اسراییل، در دهه ۵۰ میلادی با کمک تجهیزات ایالات‌متحده آمریکا راه‌اندازی و دو سال بعد در مقر دائمی خود در منطقه‌ای واقع در شمال «تل‌آویو» مستقر شد. گفته می‌شود «واحد۸۲۰۰» بزرگ‌ترین واحد در ارتش اسراییل ازنظر تعداد نیروها است.

نقش واحد ۸۲۰۰ در جنگ شناختی
اسرائیل از سال ۲۰۰۳ تاکنون هزاران نفر از دانش آموزان دبیرستان‌ها را در این واحد به کار گرفته بود؛ کاری که در آن زمان سروصدای زیادی در مورد دلیل جذب این تعداد نیرو و ماهیت مأموریتی که به آنان داده می‌شود، ایجاد کرد. بااین‌حال، موضوع یادشده همچنان مبهم باقی ماند و رسانه‌های اسرائیلی از کنکاش در این خصوص منع شدند تا اینکه در مدتی پیش، اطلاعاتی در مورد این واحد افشا شد.
اطلاعات حاکی از این بود، کسانی که به واحد مزبور جذب شده، «بزرگ‌ترین ارتش سایبری» برای رواج اندیشه‌های صهیونیستی، نفوذ در جهان عرب و مسموم کردن فرهنگ و تفکرات آنان، ضربه زدن به ارزش‌های اخلاقی، انسانی و عقیدتی، را تشکیل داده‌اند.
تشریح تفصیلی فعالیت‌های واحد ۸۲۰۰


۱- شنود و مانیتورینگ

روزنامه لوموند دیپلماتیک در سال ۲۰۱۰ فاش ساخت: «واحد ۸۲۰۰ در صحرای «نگو»، پایگاه عظیمی را استقرار داده است. مسئولیت این شبکه وسیع اطلاعاتی، شنود و مانیتورینگ تماس‌های تلفنی، ایمیل‌ها و مانند آن است. طیف این جاسوسی، از هرکجای دنیا مانند آفریقا، غرب آسیا و حتی اروپا را شامل می‌شود. حتی کشتی‌ها در دریا نیز از دسترس این پایگاه خارج نیستند. واحد ۸۲۰۰ همه سفارت‌خانه‌های اسرائیل در کشورهای مختلف جهان را رصد می‌کند و از جت‌های مجهز شرکت آمریکایی «گلف استریم» برای عملیات‌های جاسوسی خود بهره می‌گیرد.
 
 

معرفی واحد 8200 اسراییل

 

پایگاه شنود واحد ۸۲۰۰ در صحرای نگو

یکی از اقداماتی که واحد ۸۲۰۰ انجام داد مشارکت در انتشار ویروس استاکس‌نت در صنایع هسته‌ای کشورمان بود و منابع رسانه‌ای اعتقاددارند این اقدام با تعامل دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی صورت گرفت.

۲- انتشار ویروس استاکس‌نت در تأسیسات هسته‌ای ایران
نشریه تلگراف دراین‌باره می‌نویسد: «همان‌طور که در کتاب استر، یهودیان حمله‌ای پیش‌دستانه به تحریک ملکه استر برضد ایرانیان انجام دادند، اسراییل نیز ایران را بارها به انجام چنین حملاتی علیه تأسیسات هسته‌ای این کشور تهدید کرده است. رالف لانگنر (Ralf Langner) محقق آلمانی می‌گوید واحد ۸۲۰۰ اسراییل با نفوذ به کامپیوترهای نیروگاه اتمی بوشهر، بدافزار استاکس‌نت را وارد این سیستم‌ها کرد. کارشناسان پس از ماه‌ها تحقیق روی این بدافزار که سیستم‌های ساخت شرکت زیمنس آلمان در سراسر جهان را آلوده کرده بود، این احتمال را مطرح کرد‌ند که این ویروس از طریق یک فلش مموری توسط یکی از مهندسان روس شاغل در نیروگاه بوشهر به این سیستم‌ها وارد شد.

۳-   هدف واحد ۸۲۰۰ اسراییل
هدف واحد ۸۲۰۰ اسراییل کامل کردن اطلاعاتی است که از طریق جاسوسان می‌رسد و بر سه اصل از اصول اطلاعاتی یعنی رصد، شنود و خرابکاری بنا شده است.
علاوه اینکه واحد مذکور از پهپاد نیز برای اجرایی کردن طرح‌های خود استفاده می‌کند، «دان حالوتس» فرمانده سابق نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی در همین زمینه اعتراف کرد در تمام ترورهایی که در کرانه باختری و نوار غزه انجام شد از این پهپادها استفاده شده است.
درمجموع واحد ۸۲۰۰ اسراییل وابسته به وزارت دفاع و ارتش اسراییل بوده و در انتشار ویروس استاکس‌نت در تأسیسات هسته‌ای کشورمان، حمله هوایی به تأسیسات اتمی دیرالزور و استقرار تجهیزات استراق سمع در غزه نقش داشته است.
معرفی C4I؛ یگان پردازش از دور اسراییل (نام عبری آن: Heyl HaTikshuv)
یگان C4I یا یگان پردازش از دور، یگان پشتیبانی جنگی ارتش اسراییل است و در ماه مارس سال ۲۰۰۳ تشکیل شد. این یگان تحت امر بخشی است که قبلاً مدیریت خدمات رایانه‌ای (Computer Service Dictorate) نام داشت.. این واحد زیر نظر IDF یا همان ارتش اسراییل فعالیت می‌کند و در چارت سازمانی، در کنار سازمان «AMAN» یا همان اطلاعات نظامی ارتش اسراییل قرار دارد و واحد ۸۲۰۰ شاخه‌ای مجزا از C4I است.
نکته مهم این است که C4I واحد صرفاً مدیریتی نیست و یک یگان مخصوص پردازش از دور است که وظایف آن به شرح ذیل است:

وظایف این واحد:

•    پردازش ارتباطات ارتش اسراییل
•    ساخت و راه‌اندازی زیرساخت‌های پردازش از دور ارتش اسراییل
•    انتشار دستورالعمل‌های فنی در زمینه‌ی فرکانس‌ها
•    دفاع سایبری برای ارتش اسراییل.
•    دفاع از شبکه‌ها و سامانه‌های فناوری اطلاعات
بخش‌های مختلف واحد C4I
•    سازمان دفاع سایبری که مسئول کنترل حملات سایبری به سامانه‌های ارتش اسراییل است.
•    مدرسه‌ آموزش مسائل مختلف سایبری
•    بخش جنگ الکترونیک

هاله اسفندیاری: با توجه به تجربه ۸۸، مردم انقلابی هنوز به دروازه نرسیده اند

این استاد آمریکایی نتیجه می گیرد که مسیر دموکراتیزه کردن ایران از راه رفورم میسر نیست و اگر این شرایط بد ادامه پیدا کند، ایرانیان تنها یک گزینه برای دموکراتیک کردن نظام سیاسی خواهند داشت و آن گزینه «انقلاب» است.
 

اسفندیاری1 - هاله اسفندیاری: با توجه به تجربه 88، مردم انقلابی هنوز به دروازه نرسیده اند

 هاله اسفندیاری مدیر بخش مطالعات خاورمیانه در اندیشکده وودرو ویلسون که در دهه ۸۰ به تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران اعتراف کرده است در یادداشتی در مجله فارن افرز کتاب جدید میثاق پارسا (استاد ایرانی مستقر در آمریکا) را «کدام راه، دموکراتیزه شدن ایران را رقم می زند: رفورم یا انقلاب» معرفی کرده است. در بخشی از کتاب که در این یادداشت آمده، به بررسی نحوه دموکراتیزه شدن کره جنوبی و اندونزی پرداخته شده و آنها را با ایران مقایسه کرده است.

ترجمه این بخش از یادداشت در ادامه ارائه می شود:

پارسا دو کشور را که در تاریخ خود سابقه دموکراتیزه شدن را دارند مثال می زند: کره جنوبی؛ اندونزی

در کره جنوبی بعد از اعتراض دانشجویی در ۱۹۶۰، ارتش یک دیکتاتوری ایجاد کرد و مدلی از قانون اساسی خلق کرد که به ارتش به عنوانالیت حاکم برتری می داد. اما آنها، دموکراسی به عنوان قاعده کلی را نفی و برای حذف اپوزیسیونِ طبقه متوسط تلاشی نمی کردند. در زمان مناسب، نیروهای میانه رو مجتمع شدند و برای رفورم دموکراتیک دوباره اقدام کردند. علاوه بر این، دیکتاتوری کره جنوبی به بخش خصوصی قدرتمند اجازه داد تا بر اقتصاد مسلط شود و مسیر را برای صنعتی سازی و رونق اقتصادی باز کند.

در مقایسه با کره جنوبی، دیکتاتوری اندونزی توسط ژنرال سوهارتو در ۱۹۶۷ بنا شد و ایده دموکراسی را نفی کرد و درها را بر روی سیاست های رقابتی بست. به لطف درآمدهای صنعت نفت و صادرات رو به رشد آن، حاکمیت، کنترل عمده اقتصاد کشور را به دست گرفت.

این دیکتاتوری، به ارتش نقشی عمده در امور سیاسی و اقتصادی داد. در ۱۹۹۷ وقتی اندونزی در گرداب بحران مالی آسیا گرفتار شد، نتیجه چنده دهه سرکوب و فساد، «انقلاب» بود. در ۱۹۹۸، اعتراض های گسترده و آشوب آغاز شد. بعد از ۵ ماه و افزایش هزینه حمایت از ارتش، سوهارتو مجبور شد استعفا دهد.

پارسا با بررسی سنجه ها، به این سوال پاسخ می دهد که دموکراتیزه کردن حکومت های استبدادی از راه رفورم صورت می گیرد یا انقلاب. در مورد ایران، پارسا به این نتیجه می رسد که مدل اندونزی بهترین راه حل است.

او نتیجه می گیرد که مسیر دموکراتیزه کردن ایران از راه رفورم میسر نیست و اگر این شرایط بد ادامه پیدا کند، ایرانیان تنها یک گزینه برای دموکراتیک کردن نظام سیاسی خواهند داشت و آن گزینه «انقلاب» است.

هاله اسفندیاری در انتهای یادداشت با بررسی انتخابات ۸۸ و رویدادهای یمن، سوریه، مصر و ….. و همسایگان ایران نتیجه می گیرد مردم ایران می دانند که رفورم تدریجی از طریق صندوق انتخابات خیلی بهتر از استفاده از گلوله است. وی می نویسد: مردم انقلابی هنوز به دروازه نرسیده اند.

برندگان و بازندگان «جنگ ارزی»

مکانیسم پول اعتباری با فراهم کردن امکان دستکاری در برابری ارزها باعث کسری تجاری شده و سپس برای رفع کسری تجاری استقراض و کاستن از رفاه عمومی را پیشنهاد می کند.
، از زمانی که پول اعتباری ظهور کرده و رابطه یک به یک طلا و نقره با پول گسیخته شده، تجارت در میان کشورها از حالت ساده اثرگذاری هزینه های عادی به اضافه تعرفه های گمرکی؛ خارج شده و عامل نامرئی ارزشگذاری پول های ملی به موثرترین عامل در شکل دهی به تجارت بین الملل تبدیل شده است. تغییر در ارزشگذاری پول ملی به راحتی می تواند ده ها درصد بر هزینه ها بیفزاید و یا از آنها کم کند. از ابزار تغییر در ارزشگذاری پول های ملی به صورت کاستن از ارزش پول ملی استفاده می شود که مزیت های رقابتی برای تولیدات داخلی ایجاد می کند.

این وضعیت که «جنگ ارزی» نامیده می شود سابقه ای صد ساله دارد و نخستین بار در بحران بزرگ 1929 به وسیله کشورهای صنعتی علیه یکدیگر به کار گرفته شد. جنگ ارزی به معنای «کاهش رقابتی ارزش پول ملی» است که با ارزان کردن قیمت کالاهای داخلی در مقایسه با رقبای خارجی؛ هم بازارهای صادراتی بیشتری ایجاد می کند و هم باعث جایگزین شدن کالاهای تولید داخل با اجناس مشابه وارداتی می شود.

«جنگ ارزی» یا همان ارزشگذاری کمتر پول ملی؛ برای کشور فاعل مزیت تجاری ایجاد می کند و این مزیت از طرف های مقابل به دست آمده و برای آنها کسری تجاری به بار می آورد. نتیجه ایجاد کسری در طرف های مقابل دور پیچیده ای شامل، کسری تجاری، کسری بودجه، استقراض، انباشت بدهی ها، خروج سرمایه ها از کشور متضرر به کشور دارای مزیت شده و در نهایت پسرفت صنعتی ایجاد می کند، یعنی صنایع کشورهای متضرر به تدریج از بین می روند. این دور پیچیده پنج وجهی تبعات اجتماعی هم دارد و دعوا تنها بر شاخص های اقتصاد کلان نیست. افزایش نرخ بیکاری، به دنبال آن کاهش دستمزدها و در نتیجه کاهش سطح رفاه و در نهایت فرار نخبگان را به دنبال خواهد داشت که عرصه کار و فعالیت را تنگتر می بینند. ضمن اینکه دولت ها مجبور می شوند برای کاستن از هزینه ها از خدمات تامین اجتماعی کم کنند.

این دور که از دنیای مجازی نرخ گذاری ارزها آغاز شده و به بخش واقعی اقتصاد تسری پیدا می کند را پول اعتباری به وجود آورده است. تعیین نرخ ارز در حالت نظری به وسیله نیروهای بازار؛ عرضه و تقاضا برای ارز؛ مانند سایر کالاها به دست می آید. اما تفاوت مهمی بین یک واحد پول ملی و کالاها که قرار است با آن ارزش گذاری شوند وجود دارد. پول های امروزی به اشباحی نامرئی تبدیل شده اند که زبده ترین اقتصاددانان هم از توضیح رفتار آنان عاجز هستند و نمی توان فرمولی برای فرموله کردن رفتار پول اعتباری پیدا کرد. اقتصاددانان تبدیل به انسان هایی متحیر شده اند که در برابر سوال های بیشمار مردم پاسخ های قانع کننده ای ندارند.

به قول نیال فرگوسن: «شاید غیرقابل لمس بودن بیشتر پولهای امروزی، بهترین گواه طبیعت حقیقی آن باشد. آنچه فاتحان اسپانیایی نتوانستند درک کنند، این است که پول موضوعی اعتقادی، حتی ایمانی است؛ اعتقاد به کسی که آن را به ما می پردازد؛ اعتقاد به کسی که پول مورد استفاده اش را چاپ می کند یا موسسه ای که برای چک ها یا انتقال هایش احترام قائل است. پول فلز نیست، پشتوانه ای مکتوب است. و به نظر نمی رسد اهمیتی داشته باشد که کجا مکتوب شده: روی نقره، روی گل، روی کاغذ یا روی نمایشگر ابگونه ای شفاف. هر چیزی می تواند کار پول را بکند، از صدف کائوری جزایر مالدیو تا صفحات سنگی گرد بزرگ که در یِپ(یاپ)، مجمع الجزایری در اقیانوس اطلس، استفاده می شد. و اکنون در این عصر الکترونیک به نظر می آید که هیچ چیز نمی تواند کار پول را بکند.»(فرگوسن 1392)

برای رسانه ها جذاب تر این است که درباره بازار آزاد و رقابت صحبت کنند و زمان زیادی را به بحث درباره شرکت های بهره ور که می توانند با هزینه پایین تری تولید کنند اختصاص دهند، اما از عامل مهم حمایت گرایی(Protectionism) یعنی دامپینگ ارزی چشم پوشی کنند. دامپینگ ارزی به راحتی بر ساعت ها تلاش متخصصان غلبه می کند. کاهش 50 درصدی ارزش پول ملی در وضعیت برابر؛ بنگاه های رقیب را از میدان به در می کند. رقابت در سطح شرکت های بزرگ سنگین است و یک کاهش شدید در نرخ ارز؛ که می تواند با تعریف نرخ ثابت برای دوره ای طولانی برابر باشد زیرا در شرایط تورمی کار کاهش ارزش پول را انجام می دهد؛ حتی با معجزه بهره وری هم جبران نخواهد شد.

چین، ژاپن و آمریکا به عنوان سه قطب از چهار قطب اصلی صنعتی جهان دامپینگ ارزی می کنند، اما دامپینگ ارزی آمریکا و به خصوص ژاپن در برابر دامپینگ ارزی چینی ها تنها سوتفاهم هایی ساده هستند. کشور چین وضعیتی را ایجاد کرده است که حتی شرکت های چندملیتی هم برخلاف منافع کشورهای متبوعشان از دامپینگ ارزی این کشور حمایت کنند. «راز این اتحاد محکم بین دولت حزبی چین و روسای شرکت های چینی که آنها نیز کمونیست هستند از یوآن و مدیریت بنگاه های چندملیتی که تا حد بسیار بالایی به منافع شرکت های چینی توجه دارند از سوی دیگر، نهفته است. هرچقدر نیروی کار چین بیشتر استثمار شود، سود شرکت های چینی و شرکت های خارجی مستقر در چین بیشتر خواهد بود و هرچقدر پول رایج چین کمتر از ارزش واقعی ارزش گذاری شود، سود شرکت های غربی که محصولاتشان را از طریق پیمانکاری در چین تولید می کنند، مانند اپل، بیشتر خواهد بود و شرکت های چینی فعال در حوزه صادرات قدرت رقابتی بیشتری خواهند داشت.»[1]

نمودار زیر روند تثبیت نرخ برابری یوآن در برابر دلار و سایر ارزها علیرغم افزایش شدید در تولید ناخالص داخلی چین را نشان می دهد. 

ترامپ در سخنرانی درباره راهبرد جدید امنیت ملی

برجام، توافقی فاجعه بار، ضعیف و بد با ایران بود
دونالد ترامپ در سخنرانی درباره راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا گفت: "من سپاه پاسداران را به علت حمایت آن از تروریسم تحریم و عدم پایبندی ایران به توافق هسته‌ای را به کنگره اعلام کردم".
به گزارش پایداری ملی، رئیس‌جمهور آمریکا سخنرانی خود را درباره راهبرد  جدید امنیت ملی آمریکا شروع کرد.
 
دونالد ترامپ در ابتدای سخنرانی خود ، همدردی خود را با آسیب دیدگان حادثه سقوط قطار در ایالت واشنگتن اعلام کرد.
 
وی با انتقاد از مواضع دولت‌های گذشته در آمریکا، آنها را به «بی توجهی به مردم آمریکا» متهم کرد؛ دولت‌هایی که به گفته او توافق‌های فاجعه‌بار با دیگر کشورهای جهان بسته است.
 
او گفت: «رهبران(دولت‌های قبلی) ما مشغول به ملت سازی در کشورهای خارجی بودند در حالی که در ساختن ملت و کشور مان در داخل ناکام بودند».
 
رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه توافق هسته‌ای ایران را «یک توافق جامع بد» خواند.
 
ترامپ در ادامه انتقادات از دولت‌های قبلی آمریکا تصریح کرد: «آنها تهدید هسته‌ای کره شمالی را نادیده گرفتند، یک توافق فاجعه بار، ضعیف و بد با ایران بستند و به تروریست‌هایی از قبیل داعش اجازه دادند که بخش‌های وسیعی را در اقصی نقاط خاورمیانه را کنترل کنند».
 
وی با تکرار ادعای بی اساس درباره ماهیت برنامه هسته‌ای ایران، مدعی شد که «برای مقابله با برنامه اتمی ایران و بستن مسیرش به سمت سلاح اتمی، من سپاه پاسداران را به خاطر حمایت آن از تروریسم تحریم کردم و عدم پایبندی ایران به توافق هسته‌ای را به کنگره اعلام کردم».
 
او با انتقاد از مواضع دولت‌های قبلی به ویژه در زمینه امنیت مرزها و موضوع مهاجرت و روادید گفت: کشوری که مرز نداشته باشد، کشور نیست.کشوری که خود را برای پیروزی در جنگ آماده نکرده باشد، قادر به پیشگیری از وقوع جنگ نخواهد بود.
 
ترامپ در بخش دیگری از سخنرانی خودش با تاکید بر پیروزی‌های «بزرگ» آمریکا در جنگ با داعش در سوریه و عراق گفت: «ما ارتش بزرگی و با عظمت داریم».
 
رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه روسیه و چین را «رقبای» ایالات متحده خواند.
 
وی در بخش دیگری از سخنانش، باز هم از تهدید کره شمالی حرف زد و گفت که آمریکا و متحدانش همه اقدامات لازم را برای خلع سلاح اتمی شدن(شبه جزیره کره) و اینکه این رژیم نتواند جهان را تهدید کند، انجام خواهند داد.
 
ترامپ افزود: به این مشکل(کره شمالی) باید خیلی قبل‌تر از این و زمانی که بسیار آسانتر بود، باید رسیدگی می‌شد اما به این مشکل رسیدگی خواهد شد چرا که ما چاره دیگری نداریم.
 
وی با تاکید بر اینکه فشار بیشتر آمریکا بر کره شمالی به سخت‌ترین تحریم ها علیه این کشور منجر شده است، ما متحدانمان را در تلاشی بی‌سابقه‌ برای منزوی کردن کره شمالی متحد کرده‌ایم. با این حال، کارهای بیشتری باید انجام شود.

سردار غیب‌پرور:

آمریکا پای ثابت ناامنی‌های منطقه است/دشمنان به دنبال نابودی «انقلاب اسلامی» هستند
رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: ساده‌لوحی است اگر تصور کنیم که آمریکا دست از دشمنی با انقلاب اسلامی بردارد؛ چرا که آنان به دنبال نابودی نظام اسلامی و انقلاب اسلامی هستند.
 سردار سرتیپ «غلامحسین غیب‌پرور» رئیس سازمان بسیج مستضعفین در آیین تکریم و معارفه فرمانده سپاه سیدالشهدا (ع) استان تهران اظهار داشت: خوشحال و مفتخریم که ما پاسداران و بسیجیان در ذیل توجهات حضرت سیدالشهدا (ع)، پاسداری از انقلاب اسلامی را انجام می‌دهیم و اگر عنایات سیدالشهدا (ع) و پیروی مردم از ایشان نبود، امروز انقلاب اسلامی جان نداشت. مردم در راه سیدالشهدا (ع) از بذل جان دریغ نمی‌کنند و این از صفات یاران امام حسین (ع) است.
 
وی افزود: انقلاب اسلامی تحقق آمال اولیای خدا است، زیرا آرزوی همه آنان ایجاد حکومت دینی بود؛ لذا خداوند به رهبری امام خمینی (ره) حکومت دینی به ملت ما عطا کرد و امروز نگهدار این هدیه بزرگ خداوند هستیم.
 
سردار غیب‌پرور تصریح کرد: امروز با رهبری امام خامنه‌ای عزیز در برابر دشمنی دشمنان کوتاه نمی‌آییم؛ البته باید خیلی ساده لوح باشیم که تصور کنیم دشمن غداری مانند آمریکا دست از دشمنی با نظام اسلامی بردارد. آمریکا دولتی است که به هیچ وجه نمی‌شود به آن اعتماد کرد، زیرا بی اخلاق، مستبد و زورگو است. نمونه دشمنی آن‌ها را در دفاع مقدس با پشتیبانی از صدام مشاهده کردیم. پس آن‌ها تا این انقلاب را از بین نبرند، دست از دشمنی خود با این انقلاب بر نمی‌دارند.
 
وی در بخش دیگری از سخنان خود بیان داشت: چند روز دیگر سالروز عملیات کربلای چهار و بعد از آن عملیات کربلای پنج است. یادمان نرفته که در این عملیات‌ها چه اتفاق‌هایی افتاد. حماسه رزمندگان در ام الرصاص، در پنج ضلعی و در آب‌گرفتگی بوبیان را نمی‌توان از یاد برد.
 
این فرمانده دوران دفاع مقدس با طرح این سوال که آیا کسی شک دارد که در جنگ هشت ساله دست آمریکا در حمایت زا صدام و در دخالت در جنگ عیان بود و یا در حوادث بعد از جنگ تحمیلی آنها آرام ننشستند و به بلاد اسلامی دست‌اندازی کردند؟ گفت: از وقتی که آمریکا در افغانستان حضور پیدا کرد، تولید مواد مخدر در استان‌های این کشور که در جوار کشور ما قرار دارد، افزایش یافت.
 
رئیس سازمان بسیج مستضعفین عنوان کرد: مظلومیتی که اکنون متوجه مردم یمن است، آیا کار آمریکا نیست؟ بلایی که آمریکا سر مردم عراق، سوریه و فلسطین آورد بر کسی پوشیده نیست. تشکیل داعش و گروه‌های تکفیری در عراق و سوریه کار آمریکا بود. دشمنی آمریکا تمام نشده و آنان روزی آرام می‌شوند که جامعه اسلامی را از اسلام و داده‌های انقلابی تهی کنند و به کمتر از این هم راضی نمی‌شوند.
 
سردار غیب‌پرور بیان داشت: در یک سو نعمتی بزرگ با عنوان انقلاب اسلامی و در سویی دیگر هجمه‌های کثیف مستکبران عالم قرار دارد؛ در انتفاضه اخیر فلسطین که به واسطه بیان آن جمله زشت رئیس جمهور بی مغز آمریکا رخ داد، روزی نیست که به دست کثیف صهیونیست‌ها چندین فلسطینی به خاک و خون کشیده شوند؛ در این میان هم‌پیمان آنان یعنی وزیر خارجه انگلیس با پر رویی به ایران می‌آید در حالی که جنایات‌های آنان برای همه مردم ما مشهود است.
 
وی تصریح کرد: به یُمن ایستادگی مردم، خداوند برکات خود را همچنان به مردم نازل می‌کند؛ به عنوان مثال آیا کسی فکر می‌کرد بساط داعش اینگونه جمع شود؛ جمع شدن اینگونه داعش معجزه و لطف خداوند بود.
 
سردار غیب‌پرور گفت: وظیفه ما در برابر دشمن ایستادگی در راهی است که انتخاب کرده‌ایم و این امر هم البته آسان نیست، زیرا هم صحنه دفاع سخت‌تر می‌شود و هم شرایط نگهداری انقلاب نسبت به دوران دفاع مقدس پیچیده شده است.
 
وی اظهار داشت: انقلاب اسلامی اقتضاء می‌کند تا در سنگرهای مختلف آماده پاسداری از انقلاب باشیم؛ از این رو در نظام اسلامی روزی که باور کنیم مسئولیت‌ها امانت است آن روز برای ما فرخنده و مبارک خواهد بود. البته این موضوع در سپاه و بسیج جا افتاده است.
 
سردار غیب‌پرور در پایان گفت: سردار نصیری که چند روزی است در سنگر دیگری یعنی سپاه حفاظت مشغول انجام وظیفه است، مسئولیتش در پهنای کشور است زیرا سپاه حفاظت با امنیت ملی کشور سر و کار دارد. سردار شاهچراغی هم که هشتاد ماه در کنار شهدا و رزمندگان در دفاع مقدس بوده و بعد از جنگ نیز در گلستان، مازندران، مرکزی و سمنان فرماندهی کرده، امروز سنگربان جدید سپاه سیدالشهدا شده است.