۲۰۳۰؛ عاملی چالش‌ساز برای قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران

جمهوری اسلامی ایران با توجه به شرایط خاص فرهنگی، هویتی، ماهیت نظام سیاسی و انباشته‌های تاریخی و تمدن خود نیازمند فهم دقیق و علمی پدیده‌های جهانی‌شدن خصوصاٌ اسنادی مانند سند 2030 و سپس انطباق خود با این مفهوم فراگیر است.در این نوشتار به تحلیل این سند از منظر سیاست خارجی پرداخته شده است.

 

2030  400x200 - 2030؛ عاملی چالش‌ساز برای قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران
 
رتبه‌دهی

 

 

اندیشکده راهبردی تبیین – سند ۲۰۳۰؛ از زمانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با معلمان نگرانی خود را ابراز داشتند، به یکی از مسائل مهم حوزه حاکمیتی و مرتبط به استقلال و اقتدار کشور، در صحنه بین‌الملل تبدیل شده است. معظم‌له در اردیبهشت ماه سال‌جاری با انتقاد شدید از این موضوع گفتند: «این سند و امثال آن مواردی نیستند که جمهوری اسلامی ایران تسلیم آنها شود و امضای این سند و اجرای بی سروصدای آن قطعاً مجاز نیست… به چه مناسبت یک مجموعه بین‌المللی که تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ نیز قرار دارد، به خود حق می‌دهد که برای ملت‌هایی با تاریخ و فرهنگ و تمدن گوناگون تکلیف معین کند ».

با نگاه موشکافانه به سابقه سازمان یونسکو، این مطلب دریافت می‌شود که این سازمان رویکردی مبتنی بر اهدافی همچون صلح‌جهانی و جهانی‌سازی از طریق «آموزش‌های مشترک عمومی» را دنبال می‌کند و می‌کوشد ارزش‌های سکولاریسم و لیبرالیسم را در نظام تعلیم و تربیت کشورهای مختلف جهان بگنجاند تا از این رهگذر، اصطکاک برآمده از بیداری اسلامی در نسل‌های جدید را با نظام استکباری و سرمایه‌داری بکاهد. با توجه به این مسئله ازجمله برنامه‌های یونسکو برای اصلاح بنیادین مفاهیم آموزشی و تربیتی در کشورهای اسلامی مانند بحرین، فلسطین، لبنان، قطر و عربستان، ایجاد امنیت به نفع رژیم‌صهیونیستی و جاده‌صاف‌کنی برای حل بحران اعراب و رژیم صهیونیستی به روش آمریکایی‌ها است و تلاش آن‌ها این است که این سیاست را از مسیر تغییرات فرهنگی و ارزش‌های ملی در قالب برنامه به اصطلاح «صلح جهانی» به سرانجام برسانند . مطابق مدارک و در تصویب نامه شماره ۵۲۹۱۳/۷۶۴۰۳ هیأت دولت جمهوری اسلامی ایران نیز آمده بود که یکی از تعهدات جمهوری اسلامی ایران در صحنه بین‌المللی، اجرای برنامه آموزش ۲۰۳۰ است که در نشست اینچئون کره جنوبی با حضور وزرای آموزش و پرورش، توافق نامه مسقط و در اجلاس جهانی آموزش برای همه تصویب شده است .

لذا نگارنده با طرح این سؤال که پذیرش و اجرای ۲۰۳۰ چه مسائل چالش‌سازی در زمینه سیاست خارجی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد خواهد کرد، به تحلیل و بررسی مسائل سند ۲۰۳۰ می‌پردازد.

 

با نگاه موشکافانه به سابقه سازمان یونسکو، این مطلب دریافت می‌شود که این سازمان رویکردی مبتنی بر اهدافی همچون صلح‌جهانی و جهانی‌سازی از طریق «آموزش‌های مشترک عمومی» را دنبال می‌کند و می‌کوشد ارزش‌های سکولاریسم و لیبرالیسم را در نظام تعلیم و تربیت کشورهای مختلف جهان بگنجاند تا از این رهگذر، اصطکاک برآمده از بیداری اسلامی در نسل‌های جدید را با نظام استکباری و سرمایه‌داری بکاهد.

 

سند ۲۰۳۰ و ایجاد چالش حاکمیتی برای کشورها

جهانی‌سازی فرهنگی و استقلال فرهنگی

نظام جهانی سلطه از سال‌های دهه ۱۹۸۰، یک موج جدید جهانی‌سازی تحمیلی را آغاز کرد که نظریه‌پردازان سیاسی شرق و غرب ازجمله «امانوئل والرشتاین» و «دیوید هاروی»، آن را «موج جهانی‌سازی نئولیبرال» نامیده‌اند . از لوازم این موج، یکسان‌سازی‌هایی در حوزه‌های گوناگون است که پیش‌شرط آن نیز به‌صورت تقسیم‌کار تحمیلی در مقیاس جهانی تعریف شده، به‌این‌ترتیب که مثلاً برای برخی کشورها مشخص می‌کنند وظیفه خام‌فروشی معادن و منابع را به عهده بگیرند، برای بخشی دیگر، تهیه نیروی کار ارزان را معین می‌کنند تا شرکت‌های چندملیتی با استثمار آن‌ها جیب خود را پر کنند و به همین ترتیب برای همه کشورها نقش خاصی را در پازل موردنظر خود مشخص می‌کنند .

افزون بر تقسیم‌کار تحمیلی در حوزه اقتصاد و قرار دادن یا حفظ کشورهای پیرامونی در مدار وابستگی، شرط دیگر تحقق موج جهانی‌سازی نئولیبرال، ‌«یکسان‌سازی فرهنگی» است که مسیرهای دستیابی متعددی دارد. یکی از این مسیرها، تسلط با سازوکارهای فنی شبکه جهانی اینترنت است که از طریق آن، نظام جهانی رسانه‌ای مدنظر خود را تحت عنوان فریبنده «جریان آزاد اطلاعات» ایجاد کرده‌اند که در عمل،‌ الگو و سبک زندگی نئولیبرال مدرن را ترویج می‌کند. یکی دیگر از اقدامات صورت‌گرفته که دقیقاً در امتداد تقسیم‌کار اقتصادی تحمیلی و در راستای وابسته کردن کشورها به دولت‌های متروپل نظام جهانی سلطه به شمار می‌آید، «به دست گرفتن کنترل عملی نظام‌های آموزشی» کشورهاست .

برای تحقق این هدف در مدل جهانی‌سازی نئولیبرال که مبتنی بر استعمار فرانو بوده و لزوماً بر پایه اشغال سرزمینی نیست، بهترین راه، استفاده از سازمان‌هایی نظیر یونیسف و یونسکو و دیگر نهادهای تابعه سازمان ملل است تا از این طریق، الگوهای محوری مدنظر قدرت‌های بزرگ را در کشورهای پیرامونی اجرایی و اعمال کرده و با گذراندن معاهده‌ها و مصوبه‌ها و مجبور کردن و ملزم نمودن کشورها به تبعیت از این مصوبات و قوانین،‌ عملاً الگوهای فرهنگی و سبک زندگی خود را ترویج دهند که اولین نتیجه آن، تقویت تمام‌عیار وابستگی کشورهای هدف به نظام جهانی سلطه خواهد بود.

 

برای تحقق هدف «به دست گرفتن کنترل عملی نظام‌های آموزشی» در مدل جهانی‌سازی نئولیبرال که مبتنی بر استعمار فرانو بوده و لزوماً بر پایه اشغال سرزمینی نیست، بهترین راه، استفاده از سازمان‌هایی نظیر یونیسف و یونسکو و دیگر نهادهای تابعه سازمان ملل است تا از این طریق، الگوهای محوری مدنظر قدرت‌های بزرگ را در کشورهای پیرامونی اجرایی و اعمال کرده و با گذراندن معاهده‌ها و مصوبه‌ها و مجبور کردن و ملزم نمودن کشورها به تبعیت از این مصوبات و قوانین،‌ عملاً الگوهای فرهنگی و سبک زندگی خود را ترویج دهند که اولین نتیجه آن، تقویت تمام‌عیار وابستگی کشورهای هدف به نظام جهانی سلطه خواهد بود.

 

سند ۲۰۳۰ یونسکو، نمونه‌ای از این طراحی بزرگ است که ارگان‌های وابسته به نظام جهانی در سازمان ملل، در حوزه آموزش انجام می‌دهند و تحت عنوان جهانی و فراگیرکردن آموزش،‌ الگوهای محوری مدنظر جهان‌بینی غربی در مفاهیمی همچون خانواده، نسبت بین دو جنس، برخی شئون سبک زندگی و محتوای آموزشی و تعلیمی را تعیین کرده و از طریق مصوبات قانونی، کشورهای دیگر را مجبور به اجرای آن‌ها می‌کنند. وقتی کشوری به این روش‌های استعماری تن دهد، با گذشت دو الی چهار دهه از اجرای این آموزش‌ها، کنترل نظام آموزشی آن کشور از دست مسئولین ذی‌ربط به‌طور کامل خارج‌شده و هدایت آن‌ها به دست ایدئولوگ‌ها و تئوریسین‌های نظام جهانی سلطه با ابزار سازمان‌هایی مانند یونسکو و یونیسف می‌افتد. به‌عبارت‌دیگر، با اتخاذ این شیوه توسط کشورها استقلال فرهنگی آن‌ها مخدوش شده و به این واسطه، سبک زندگی غربی در نظام‌های آموزش‌وپرورش جوامع تحت سلطه ترویج می‌شود.

مشخص است که منظور غرب از این برنامه‌ریزی، بیگانه‌کردن افراد جوامع هدف از هویت اصیل و ریشه‌دار خود و هضم کردن آن‌ها در هاضمه نظام جهانی به‌منظور قوام بخشی کشورهای متروپل استکباری است. وقتی به محتوای این سند می‌نگریم و نقشه‌ی نظام سلطه را از طریق اجرای آن در ایران اسلامی مرور می‌کنیم، درمی‌یابیم که عملاً کنترل بخش اصلی محتوای دروس کشور که برخاسته از مفاهیم کلیدی و برگرفته از هویت فرهنگی اسلام انقلابی در خصوص سبک زندگی ایرانی – اسلامی خانواده،‌ و… است، هدف قرارگرفته و با اخذ امضاء و پیمان، بنا بود که وثیقه‌های اجرایی از کشور اخذ کنند تا در صورت استنکاف از اجرای این سیاست‌ها،‌ اقدامات تنبیهی در نظر گرفته شود .

کدام کشورها به سند ۲۰۳۰ متعهد شده و آن را اجرا می‌کنند؟

بررسی‌ها نشان می‌دهد که همه کشورها در مجمع اینچئون متعهد به انجام سند اصلی ۲۰۳۰ یعنی همان سند «دگرگون ساختن جهان ما» شده‌اند اما آنچه که در سازوکار راهبردی یونسکو سیاستگزاری شده این است که در تدوین سند سه دسته از کشورها هدف‌گزاری شده‌اند: اول کشورهای عقب‌افتاده که کشورهای آفریقایی را شامل می‌شود. دوم کشورهایی که شرایط جغرافیایی خاص دارند مثلاً محصور در خشکی‌اند و یا وضعیت ضعیفی در منابع زیرزمینی دارند. سوم کشورهای درحال‌توسعه متوسط که ایران نیز جزو این کشورهاست. در سیاست‌گذاری اسناد ذکر شده است که روی این سه دسته کشور باید کار خاص انجام شود . اما آنچه باید بدان اذعان داشت این است که متفکران غربی همچنین کشورهایی مانند چین، هنگ‌کنک، مکزیک، فرانسه، آلمان و یونان و… نیز صراحتاً به «سند اصلی ۲۰۳۰» معترض هستند، این سند در بعضی کشورها مانند فرانسه اجرا نمی‌شود .

 

آنچه در سازوکار راهبردی یونسکو سیاستگزاری شده این است که در تدوین سند سه دسته از کشورها هدف‌گزاری شده‌اند: اول کشورهای عقب‌افتاده که کشورهای آفریقایی را شامل می‌شود. دوم کشورهایی که شرایط جغرافیایی خاص دارند مثلاً محصور در خشکی‌اند و یا وضعیت ضعیفی در منابع زیرزمینی دارند. سوم کشورهای درحال‌توسعه متوسط که ایران نیز جزو این کشورهاست.

 

بررسی‌ها نشان می‌دهد که در آمریکا نیز کمیته توسعه پایدار شکل گرفته است ولی در سطح ملی امکان اجراشدن آن وجود ندارد. درواقع باید اذعان کرد که فشارها در باب آموزش ابعاد حقوق بشری در این کشور زیاد است ولی دولت آمریکا با اتخاذ دیپلماسی ریاکارانه ابتدا با امضاکردن آن در اجلاس یونسکو تعهد خود را به نظام بین‌الملل خودساخته نشان داده اما واقعیت آن است که نهادهای حاکمیتی ایالات‌متحده با به تصویب نرساندن آن‌ها به عنوان قانون اجرایی، جامعه خود را از هرگونه تغییر و دگردیسی مصون نگه داشته‌اند ؛ این در حالی است که کشور آمریکا از نظر آموزش همگانی از ایران نیز عقب‌تر است .

از مصادیق این موضوع یکی از کنوانسیون‌های شکل‌گرفته در آمریکا، کنوانسیون اقتصادی فرهنگی آموزشی است که دولت ایالات‌متحده آن را در اجلاس اینچئون امضا کرده ولی در سیستم قانون‌گزاری و اجرایی داخلی خود به تصویب نرسانده است و خود را برای ارائه گزارش به یونسکو مسئول نمی‌داند و حتی خود را در برابر دادن این‌چنین حقوقی به شهروندان خود هم مسئول نمی‌داند ولی در ابعاد سیاسی از آن برای تحت فشار قراردادن کشورهای دیگر استفاده می‌کند .

 

مغایرت با روح سیاست خارجی و اصول حکومت جمهوری اسلامی

دستور کار ۲۰۳۰ به‌عنوان یک سند جهانی برای توسعه پایدار توسط سازمان ملل متحد تهیه شده است و در برخی حوزه‌های اجتماعی جهت‌گیری‌هایی را در رابطه با توسعه پایدار برای کشورها طی سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۳۰ تعیین کرده است. اهداف کلان این سند علاوه بر محیط‌زیست، جنبه‌های اجتماعی و اقتصادی را هم در برمی‌گیرد که باید در طول ۱۵ سال اجرا شود.

نکته مهمی که باید بدان اشاره نمود این است که تهیه سند ملی آموزش ۲۰۳۰ و دادن تعهد به یونسکو با اصول ۱۵۳، ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی در تعارض است. اصل ۱۵۳ قانون اساسی می‌گوید: هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شئون کشور شود، ممنوع است. اصل ۷۷ قانون اساسی می‌گوید: عهدنامه‌ها، مقاوله نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد. اصل ۱۲۵ قانون اساسی می‌گوید: امضای عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، موافقت‌نامه‌ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت‌ها و همچنین امضای پیمان‌های مربوط به اتحادیه‌های بین‌المللی پس از تصویب مجلس شورای اسلامی با رئیس‌جمهور یا نماینده قانونی او است .

 امضا و پذیرش سند ۲۰۳۰ و پذیرش تعهداتی که در این سند ذکر شده ازجمله الزام دولت به اجرای نظام آموزشی مشخص‌شده در سند مذکور، لزوم ارائه‌ی گزارش و آمار و اطلاعات در خصوص اجرای این سند به سازمان‌های بین‌المللی، پذیرش نظارت و ارزیابی بر نظام آموزشی کشور توسط سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و … هیچ‌کدام با روح و نص اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی که به‌صراحت در اصل ۱۵۲،۱۵۳، ۱۵۴، ۹ و ۱۱ قانون اساسی به آن اشاره شده است سازگاری ندارد .

 

امضا و پذیرش سند 2030 و پذیرش تعهداتی که در این سند ذکرشده ازجمله الزام دولت به اجرای نظام آموزشی مشخص‌شده در سند مذکور، لزوم ارائه‌ی گزارش و آمار و اطلاعات در خصوص اجرای این سند به سازمان‌های بین‌المللی، پذیرش نظارت و ارزیابی بر نظام آموزشی کشور توسط سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و … هیچ‌کدام با روح و نص اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی که به‌صراحت در اصل 152،153، 154، 9 و 11 قانون اساسی به آن اشاره شده است سازگاری ندارد.

 

عدم پذیرش ۲۰۳۰ چه عواقبی در سطح بین‌المللی برای ایران می‌تواند داشته باشد؟

هرچند به لحاظ شکلی اسناد یونسکو –  به‌جز پیمان‌نامه‌ها- در بادی امر الزام‌آور محسوب نمی‌شوند لکن سازمان یونسکو ازجمله سازمان‌های بین‌المللی تخصصی است که اساسنامه آن‌ها تعهداتی را برای کشورهای عضو در مورد اجرای توصیه‌نامه‌های صادره ایجاد می‌کند. توضیح آنکه، به‌موجب ماده ۸ اساسنامه یونسکو “کشورهای عضو متعهدند هر زمان و به شیوه‌ای که از سوی اجلاس عمومی یونسکو مشخص می‌شود، در خصوص قوانین و مقررات و نیز آمارهای مربوط به اقدامات متخذه برای اجرای توصیه‌های به‌عمل‌آمده به این سازمان گزارش دهند”. بنابراین، سازمان یونسکو گزارش دولت‌ها درباره اقدامات ملی در راستای اجرای توصیه‌نامه‌های مندرج در چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰ را مورد ارزیابی و سنجش قرار خواهد داد و چنانچه کشوری گزارش ندهد به لحاظ سیاسی و یقیناً در قالب صدور قطعنامه در یونسکو تحت فشار قرار خواهد گرفت .

بنابراین با توجه به محور بودن حقوق بشر و سبک زندگی غربی، تساوی جنسیتی، و… در سند ۲۰۳۰، نگرانی مهم‌تر این است که دادن این‌گونه تعهدات بین‌المللی بدون تصویب در مراکز تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری کشور، خود زمینه‌ساز «فشارهای بین‌المللی» و «تصویب قطعنامه‌ها و تحریم‌های سازمان ملل علیه ملت ایران» به بهانه‌های عدم توجه و نقض موارد مذکور خواهد شد. چراکه عملاً سندی امضا و اجرا می‌شود که با مختصات فرهنگی و باورهای ایرانیان همخوانی ندارد .

آیا پذیرش ۲۰۳۰ موجب تقویت وجهه‌ی فرهنگی جمهوری اسلامی در سایر کشورها می‌گردد؟

نکته دیگر که در خصوص وجهه منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران مطرح است اینکه در ابتدای قرن بیست و یکم و در محیط بین‌الملل استفاده از ابزارهای قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی و عمومی بسیار ترویج پیدا کرده است و کشورها همواره سعی می‌کنند تا از این ابزارها برای تأمین منافع ملی و گسترش روابط خود با دیگران حداکثر استفاده را نمایند. جمهوری اسلامی ایران نیز دارای پتانسیل‌های عدیده‌ی فرهنگی است که ریشه در تاریخ چند هزارساله و اندیشه‌های اسلامی – ایرانی‌اش دارد. از طرف دیگر در عصر اطلاعات، بازیگری می‌تواند سردمدار دنیای سیاست باشد که بتواند با بهره‌گیری از قدرت نرم و تصویرسازی و ارائه وجهه‌ای مطلوب و مناسب به انتقال درست پیام با تکیه‌بر ساختارهای غیرمادی ازجمله اجتماعی، هنجاری و ارزشی و نهادی و عوامل زمینه‌ای چون دین، فرهنگ، تاریخ و هویت اجتماعی مبادرت کند .

 

با توجه به محور بودن حقوق بشر و سبک زندگی غربی، تساوی جنسیتی، و… در سند ۲۰۳۰، نگرانی مهم‌تر این است که دادن این‌گونه تعهدات بین‌المللی بدون تصویب در مراکز تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری کشور، خود زمینه‌ساز فشارهای بین‌المللی و تصویب قطعنامه‌های سازمان ملل علیه ملت ایران به بهانه‌های عدم توجه و نقض موارد مذکور خواهد شد. چراکه عملاً سندی امضا و اجرا می‌شود که با مختصات فرهنگی و باورهای ایرانیان همخوانی ندارد.

 

لذا مشخصاً با در نظر گرفتن این موضوع، باید اذعان نمود که پذیرش و اجرای سند ۲۰۳۰ دقیقاً مؤلفه‌های اصلی ساختار قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران را در عرصه بین‌الملل مورد هدف قرار خواهد داد و تهران که به‌نوعی زعامت معنوی جهان اسلام را بر عهده دارد و به‌نوعی ام‌القرای منطقه غرب_آسیاست اگر تن به این نوع اسناد بین‌المللی دهد، قدرت ملی خود را در موضع ضعف نشان داده و از میزان اثرگذاری و نقش‌آفرینی خود در محیط پیرامونی جغرافیایی خود و مهم‌تر از آن در تعاملات جهانی کاسته و درنهایت موجب ضعف در همگرایی در جهان اسلام خواهد شد.

 

سخن آخر

نکته اول:

باید گفت که جهانی‌سازی بر تمامی حوزه‌های فعالیت بشری ازجمله جامعه، حکومت، هویت، امنیت، صلح، اقتصاد، سیاست و غیره تأثیر گذاشته و موجب تغییر در شیوه تفکر و تلقی انسان از روابط اجتماعی گردیده است. جهان ژئوپلیتیک پس از فروپاشی نظام دوقطبی، دستخوش دگرگونی بسیار شده است. فنّاوری اطلاع‌رسانی چهارگوشه گیتی را به هم نزدیک می‌کند و فاصله‌های جغرافیایی را هم‌زمان با فاصله‌های فرهنگی و تمدنی، دگرگون می‌کند.

تلاش ایالات‌متحده و بریتانیا به‌منظور چیره شدن بر جهان سیاسی از راه عملی ساختن ایده «نظام تازه جهانی» با توسل به سازمان‌های بین‌المللی نظیر یونیسف و یا یونسکو و نظایر آن و نیز با به کار گرفتن تاکتیک‌های مفهوم‌سازی و خلق مفاهیم تازه (آن‌طور که در اسناد ۲۰۳۰ آورده شده است)، در این جهت است که هویت‌های گوناگون در خانواده‌ی بشری را در یک ساختار سیاسی جهانی یکدست ساخته و در زیر چتر به‌اصطلاح «هویت برتر» آمریکایی قرار دهد. یکی دیگر از مهم‌ترین آثار منفی جهانی‌سازی بر هویت، آمریکایی شدن جهان در چارچوب و همراه با جهانی‌شدن‌ها است. همین جنبه از جریان جهانی‌سازی است که، دور شدن از هویت خود را میان ملت‌های گوناگون سبب می‌شود و این دوری بیشتر به گونه‌ی بازگشت از هویت ملی خودنمایی می‌کند.

نکته دوم:

فرمایش مقام معظّم رهبری درباره غیرقابل اجرا بودن سند ۲۰۳۰ را باید در ادامه همان موضع اصولی همیشگی سیاست خارجی و سیاست حقوقی بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون ارزیابی کرد و آن این‌که همان‌گونه که در سایر اسناد و به‌ویژه معاهدات بین‌المللی نظیر کنوانسیون حقوق کودک، جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است، این نظام پایبندی به ارزش‌های اسلامی انقلاب خود را در پذیرش هرگونه تعهّد بین‌المللی مورد توجّه قرار می‌دهد و از پذیرش تعهّدت مغایر فرهنگ مذهبی جامعه خود، خودداری خواهد کرد و این امری است که با توجّه به اصل رضایی و ارادی بودن پذیرش تعهدات قراردادی بین‌المللی، امری پذیرفته شده است.

 

پذیرش و اجرای سند 2030 دقیقاً مؤلفه‌های اصلی ساختار قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران را در عرصه بین‌الملل مورد هدف قرار خواهد داد و تهران که به‌نوعی زعامت معنوی جهان اسلام را بر عهده دارد و به‌نوعی ام‌القرای منطقه غرب_آسیاست اگر تن به این نوع اسناد بین‌المللی دهد، قدرت ملی خود را در موضع ضعف نشان داده و از میزان اثرگذاری و نقش‌آفرینی خود در محیط پیرامونی جغرافیایی خود و مهم‌تر از آن در تعاملات جهانی کاسته و درنهایت موجب ضعف در همگرایی در جهان اسلام خواهد شد.

 

نکته سوم:

جمهوری اسلامی ایران با توجه به شرایط خاص فرهنگی، هویتی، ماهیت نظام سیاسی و انباشته‌های تاریخی و تمدن خود نیازمند فهم دقیق و علمی پدیده‌های جهانی‌شدن خصوصاٌ اسنادی مانند سند ۲۰۳۰ و سپس انطباق خود با این مفهوم فراگیر است.

در عصر جهانی‌شدن که یک واقعیت است، ما نمی‌توانیم بی‌تفاوت باشیم؛ زیرا که در صورت عدم هوشیاری و آگاهی نسبت به این پدیده ممکن است تهدیداتی ازجمله اضمحلال هویت تاریخی ایرانی_اسلامی را در پی داشته باشد.

راه تثبیت هویت ایرانی_اسلامی از به‌کارگیری دیپلماسی فعال و باور به ایده‌های فعال گذشته و مشارکت مراکز تولیدی و تجاری در اقتصاد بین‌المللی و همگرایی فرهنگی در مناطق مختلف به‌ویژه کشورهای جهان اسلام را می‌طلبد، تا بر اساس بازسازی هویت ملی و مذهبی به نوسازی مؤلفه‌ها و شاخصه‌های آن در عصر جهانی‌شدن نائل آییم.

تهدید امنیت غذایی و سلامت مردم یکی از اهداف پنهان سند بین‌المللی ۲۰۳۰

استاد دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله با اشاره به اینکه یکی از تهدیدات سند ۲۰۳۰ در حوزه امنیت غذایی و سلامت است گفت: با کشت محصولات تراریخته به دنبال به مخاطره انداختن سلامت مردم هستند.
به گزارش پایداری ملی، نشست بررسی سند توسعه پایدار 2030 با حضور جمعی از کارشناسان توسط موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد.
 
در این نشست کرمی - استاد دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله به بیان جنبه‌هایی از این سند در حوزه بهداشت و سلامت پرداخت و گفت: سازمان ملل و آژانس‌های زیر مجموعه‌ آن از جمله یونسکو تسلط خاصی برای نوشتن اسناد دارند و با موضوع دو پهلو نویسی اسناد معروف هستند. یعنی اسناد بین‌الملل را در ظاهری بسیار زیبا ارائه می‌کند، اما محتوای آن می‌تواند در تضاد با منافع کشورها باشد.
 
وی افزود: سند 2030 نیز در ظاهری بسیار زیبا به مسائلی همچون صلح، رفع فقر و تبعیض اشاره می‌کند اما باید توجه داشت که این سند یک سند کوچک اجرایی از یک مجموعه بالا دستی است، تحت عنوان سند محیط زیست برای حفظ اقلیم است.
 
این استاد دانشگاه گفت: سند 2030 خاتمه نخواهد یافت و قطعا به سند 2050 منجر خواهد شد. چرا که اتاق فکرهایی در سطح جهان وجود دارد که نظام سلطه جهانی پشت آن قرار دارد.
 
کرمی ادامه داد: سند 2030 به دنبال اجرای پروژه‌های بزرگی همچون جهانی‌سازی، نظم‌نوین جهانی، کنترل جهانی و داشتن یک برنامه مشترک برای کشور‌ها است، به گونه‌ای که در گذشته نیز شاهد بودیم پروژه کنترل جمعیت در ایران را به مدت 20 سال توسط وزرای بهداشت کشور اجرا کردند و این ماجرا هنوز نیز ادامه دارد. چرا که معتقدند جمعیت مسلمانان جهان نباید رشد کند.
 
وی مطرح کرد: برای کاهش جمعیت مسلمانان به روش‌های مختلفی همچون جنگ فیزیکی، جنگ بیولوژیک و دستکاری تغذیه متوسل شده‌اند. از سوی دیگر توسعه مذهب واحد لائیک در جهان، کنترل آب، غذا و داروی جهان با روش تراریخته از سایر اقدامات است.
 
این استاد دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله تصریح کرد: در ایران شاهد هستیم که برای توجیه کردن محصولات تراریخته اسنادی را منتشر می‌کنند و تاکید دارند که تراریخته آینده کشاورزی ایران است و موافقان این اندیشه در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور حضور دارند. به دلیل همین محصولات است که شاهد رشد سرطان هستیم.
 
کرمی عنوان کرد: هم اکنون شاهد جنگ به روش نفوذ دشمن هستیم و این سوال مطرح هست که چرا شرکت نستله در ایران حضور داشته و شیر خشک نوزادان ما را تولید می‌کند؛ در برخی کشورهای اروپایی از جمله اتریش 23 درصد محصولات غذایی به شیوه ارگانیک است اما این سهم در ایران به یک درصد می‌‌رسد، چرا سموم میوه‌ها و محصولات کشاورزی در ایران تا این حد زیاد است؟ توجه داشته باشیم که استرس و رشد سرطان ناشی از تغذیه نامناسب آمار مرگ ایرانیان را افزایش داده است.
 
وی با اشاره به دستکاری ژنتیکی بر روی محصولات کشاورزی گفت: هدف دوم سند توسعه پایدار 2030 پایان دادن به گرسنگی، امنیت غذایی و افزایش سطح تغذیه و توسعه کشاورزی پایدار است و در همین رابطه به دنبال گسترش محصولات تراریخته در کشور هستند؛ طب سنتی ایرانی و اسلامی را تبدیل به عطاری‌ها کرده‌اند و در حال دفاع از طب مدرن هستند.
 
این استاد دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله تاکید کرد: تهدیدات نوین بیولوژیک و بیوتروریسم در کشور رو به افزایش است و شاهد نفوذ بیولوژیک در حوزه غذا، دارو و مواد آرایشی هستیم، شاهد بودیم که مجلس مصوب کرد که کشت و مصرف محصولات تراریخته دستکاری شده ممنوع است اما در دولت با دستکاری آن اعلام کردند که با کسب مجوز امکان‌پذیر است.
 
کرمی عنوان کرد: در 24 کشور دنیا از جمله ایتالیا، فرانسه و آلمان کشت محصولات تراریخته ممنوع است، از سوی دیگر رژیم صهیونیستی اجازه کشت محصولات تراریخته را حتی به اندازه یک متر نمی‌دهد اما چطور در ایران می‌خواهند یک میلیون هکتار برنج تراریخته بکارند. همچنین در سیستان و بلوچستان به دنبال کشت پنبه تراریخته هستند.
 
وی افزود: بانک جهانی اعلام می‌کند که برای 14 میلیارد نفر در کره زمین غذا وجود دارد اما چگونه برخی از افراد در ایران می‌گویند که کشاورزی فعلی جوابگوی غذای مردم ایران نیست. باید توجه داشته باشیم که یکی از اهداف سند 2030 کنترل غذا و سلامت است.

سند چشم‌انداز 2030 عربستان سعودی

یشگفتار

شورای وزیران در نشست روز دوشنبه خود به ریاست خادم الحرمین الشریفین ملک سلمان چشم‌انداز عربستان سعودی را از تصویب گذراند. نشست کابینه به بحث دربارۀ چشم‌انداز که پیش­نویس آن توسط شورای امور اقتصادی و توسعه و بر مبنای رهنمودهای خادم الحرمین الشریفین تهیه شده بود، اختصاص یافت. متن کامل چشم‌انداز 2030 عربستان سعودی در ادامه می‌آید:

چکیده

خرسندم از اینکه چشم‌انداز عربستان سعودی را برای آینده ارائه می‌کنم. این یک طرح کلی آرمان­گرایانه و درعین حال قابل دسترس است که اهداف بلندمدت ما را بیان می‌کند و قوت‌ها و توانمندی‌های کشور ما را بازتاب می‌دهد. همه موفقیت‌ها با چشم‌انداز شروع می‌شوند و چشم‌اندازهای موفق بر ارکان استوار بنا نهاده می‌شوند:

رکن اولِ چشم‌انداز ما رتبه و مقام ما به­عنوان قلب جهان اسلام و جهان عرب است. ما آگاهیم که خداوند متعال سرزمینی به ما عطا کرده که از نفت هم ارزشمندتر است. مملکت ما سرزمین دو حرم شریف و مقدس‌ترین مکان‌های روی زمین است و کعبه که بیش از یک میلیارد مسلمان رو به آن نماز می‌گذارند.

رکن دومِ چشم‌انداز ما ارادۀ ما برای تبدیل شدن به کانون جهانی سرمایه‌گذاری است. ملت ما قابلیت‌های سرمایه‌گذاری قوی در اختیار دارد که ما آن­را برای به حرکت در آوردن اقتصادمان و تنوع بخشیدن به درآمدهایمان در واپایش (کنترل) خواهیم گرفت.

رکن سوم تبدیل موقعیت راهبردی بی­همتای ما به قطب اتصال سه قاره آسیا، اروپا و آفریقاست. موقعیت جغرافیایی ما میان آبراهه‌های کلیدی جهان، پادشاهی عربستان سعودی را کانون تجارت و دروازۀ جهان ساخته است.

کشور ما از نظر منابع طبیعی ثروتمند است. ما برای نیازهای انرژی خود تنها متکی به نفت نیستیم. طلا، فسفات، اورانیوم و بسیاری مواد معدنی ارزشمند دیگر در اعماق زمین‌های ما یافت می‌شود. اما ثروت اصلی ما در آرمان‌های مردم و ظرفیت‌های نسل جوان ما نهفته است. آنها غرور ملت و معماران آیندۀ ما هستند. ما هرگز فراموش نمی‌کنیم که در شرایطی دشوارتر از امروز، زمانی که ملک عبدالعزیز آل سعود مملکت پادشاهی را متحد کرد، چگونه ملت ما با همت جمعی با گام‌های استوار به پیش رفت. مردم ما بار دیگر جهان را شگفت­زده خواهند کرد.

ما به آینده مملکت اطمینان داریم. با نعماتی که خداوند به ما عطا فرموده، راهی جز خوش­بینی به دهه‌های پیش رو وجود ندارد. ما به­جای نگرانی بابت از دست دادن هر چیزی، آنچه را که در افق آینده قرار دارد، مورد تأمل قرار می‌دهیم.

برادران و خواهران عزیز من، انشاءا... آینده مملکت آینده‌ای بسیار نویدبخش و با توانمندی‌های فراوان است. کشور ارزشمند ما شایسته بهترین‌هاست؛ بنابراین، ما استعدادها و ظرفیت­های خود را گسترش و توسعه بیشتری خواهیم داد. ما بیشترین تلاش را برای اطمینان از اینکه مسلمانان از سراسر جهان بتوانند اماکن مقدس را زیارت کنند به­کار خواهیم بست. ما مصمم هستیم که با تبدیل نقاط قوت کلیدی خود به ابزارهای توان­بخش برای آینده‌ای کاملا متفاوت، توانمندی‌های اقتصاد خود را تقویت کرده و تنوع بخشیم. به­معنای دقیق کلمه، ما «آرامکو» را از یک شرکت تولید نفت به یک مجموعۀ به­هم پیوستۀ صنعتی جهانی تبدیل خواهیم کرد.

ما صندوق سرمایه­گذاری عمومی ‌را به بزرگ­ترین صندوق مستقل سرمایه تبدیل خواهیم کرد. ما شرکت‌های عمده‌مان را تشویق خواهیم کرد که فراتر از مرزها گسترش یافته و جایگاه به­حق خود را در بازار جهانی به­دست آورند. ما به­موازات اینکه به مجهز کردن ارتش با بهترین دستگاه‌ها و تجهیزات ممکن ادامه می‌دهیم، برای تولید و ساخت نیمی از نیازهای نظامی خود در درون کشور (برای ایجاد فرصت‌های شغلی بیشتر برای شهروندان و حفظ منابع بیشتر در کشور) طرح‌ریزی خواهیم کرد.

ما انواع خدمات دیجیتال را به­منظور کاستن از تأخیر و کاهش دیوان­سالاری ملالت­بار توسعه خواهیم داد. ما به­سرعت به اصلاحات مبتنی بر شفافیت و پاسخگویی دست خواهیم زد و از طریق هیئتی که برای سنجش عملکرد نهادهای دولتی تأسیس گردیده، آنها را برای تمام کاستی‌هایشان به پاسخگویی وادار خواهیم کرد. ما نسبت به شکست‌ها و همچنین موفقیت‌هایمان شفاف خواهیم بود و از هر ایده‌ای دربارۀ شیوۀ بهبود و پیشرفت استقبال خواهیم کرد.

تدوین و نگارش این چشم­انداز، از دستورات خادم حرمین الشریفین، ملک سلمان برآمده که به ما دستور داد برای آینده‌ای که آرزوها و آرمان‌های شما را برآورده می‌سازد، تلاش کنیم. در راستای دستورات ایشان، ما از امروز به­شکلی خستگی‌ناپذیر برای ساختن فردایی بهتر برای شما، فرزندان شما و فرزندان فرزندان شما تلاش خواهیم کرد. آرمان ما بلندمدت است. این آرمان فراتر از نوسازی منابع درآمدی که تضعیف شده‌اند، یا حفظ آنچه که از قبل داشته‌ایم است. ما مصمم هستیم کشوری مترقی بسازیم که در آن تمام شهروندان بتوانند به رؤیاها، امیدها و آرزوهایشان عینیت بخشند. بنابراین، ما تا زمانی که کشورمان در ایجاد فرصت‌ برای همگان از طریق آموزش و یادگیری و خدمات باکیفیتی همچون راهکارهای استخدامی، سلامت، مسکن و سرگرمی پیشرو شود، نخواهیم آسود.

ما متعهدیم که خدمات دولتی در سطح جهانی را چنان فراهم کنیم که به­گونه­ای اثربخش و کارآمد نیازهای شهروندان را برآورده سازد. ما با هم به ساختن کشوری بهتر، تحقق رؤیای کامیابی و آزادسازی استعدادها، ظرفیت‌ها و جانفشانی‌های مردان و زنان جوانمان ادامه خواهیم داد. ما هرگز اجازه نخواهیم داد که کشورمان در برابر نوسانات قیمت کالاها یا بازارهای خارجی بی‌دفاع باشد. ما تمام ابزارهای دستیابی به آرزوها و آمال خویش را در اختیار داریم. بهانه‌ای برای توقف یا حرکت رو به عقب وجود ندارد.

چشم‌انداز ما یک عربستان قوی، مترقی و باثبات است که برای همۀ ایجاد فرصت می‌کند. چشم‌انداز ما کشوری بردبار است که قانون اساسی آن اسلام و روش آن اعتدال است. ما به روی تمام افراد دارای صلاحیت در سراسر دنیا آغوش می‌گشاییم و تمام کسانی را که در مسیر و موفقیت ما شریک شوند تکریم می‌کنیم.

ما برآن هستیم که فرصت‌های بهتری برای مشارکت با بخش خصوصی را با اتکا به سه رکن فراهم کنیم: موقعیت ما به­عنوان قلب جهان عرب و اسلام، توانمندی‌های پیشروانه در سرمایه­گذاری و موقعیت جغرافیایی راهبردی. ما سرمایه­گذاری کسب و کار را بهبود خواهیم بخشید تا اقتصادمان رشد کرده و شکوفا شود و فرصت‌ اشتغال سالم‌تر برای شهروندان و خوشبختی طولانی‌تر برای همگان به­بار آورد. این آیندۀ درخشان بر همکاری و مسئولیت دوطرفه بها نهاده شده است. این «چشم‌انداز عربستان سعودی برای سال 2030» است. ما بی‌درنگ اجرای طرح‌ها و برنامه‌های تدوین شده را آغاز خواهیم کرد. ما می‌توانیم با همدیگر و به یاری خداوند، موقعیت پادشاهی عربستان سعودی را به­عنوان ملتی بزرگ تقویت نماییم که باید همۀ ما بسیار ژرف­گونه به آن افتخار کنیم.